تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
فرض اين‌كه از باب مماشات خداوند با ارادهء تكوينى كه انسان را مجبور مىسازد در امور او دخالت كند ، بالطّبع انسان‌ها را به ايمان آوردن به يگانگى خود مجبور خواهد كرد نه به نافرمانى و كفر و شرك نسبت به خود .
قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا .
مشركان همان‌گونه كه در تحريم زراعت و چهارپايان به خدا دروغ بستند ، در قرار دادن شريك براى خدا نيز به او دروغ بستند . ازاين‌رو ، خدا در آيهء نخست به پيامبرش حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه به آنان بگويد : آيا بر اثبات ادّعاى خود ، دليلى داريد كه آن‌را براى ما بياوريد ؟ آن‌گاه در آيهء دوم به او دستور داد كه به آنها بگويد : آوردن دليل قاطع براى بر طرف كردن هر شبهه‌اى ، تنها در توان خداوند است نه در توان شما . آن‌گاه در همين آيه به پيامبر امر كرد كه به آنان بگويد : به من كسى را نشان دهيد كه گواهى دهد خداوند به او مستقيما و يا به واسطهء يكى از پيامبرانش ، تحريم آنچه را شما اى مشركان ! حرام كرده‌ايد وحى كرده است و دليل آن هم اين است كه شرط گواهى حق ، يقين است كه ترديد و احتمال را از بين مىبرد و براى يقين پيدا كردن به حرام و حلال خدا وسيله‌اى جز وحى وجود ندارد . بنابراين ، كسى را كه بدرستى به مدّعاى شما گواهى دهد حاضر كنيد .
فَإِنْ شَهِدُوا ؛
يعنى اگر فرضا آنها شهادت دهند
فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ ؛
تو با آنها شهادت مده . اين نهى كنايه از دروغ گفتن آنها در گواهى دادن ايشان است ؛ زيرا محال است كه پيامبر به نفع مشركان شهادت دهد و كنايه از آشكار ، رساتر است .
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ .
خداوند پس از آن‌كه حكم افترا و دروغ بستن را عليه مشركان صادر كرد ، سه علّت براى اين حكم بيان مىكند : اوّل آن‌كه آنها از هوس‌ها و تمايلات نفسانى پيروى مىكنند و اين موضوع را چنين بيان كرده است :
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ؛
زيرا محال است كه پيامبر از كسانى پيروى كند كه نبوت او را تكذيب مىكنند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 433 | محمد جواد مغنية