تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
نمىشود ، كفر بورزد ، مسئوليت انسان را از اساس نفى و انكار كرده است ؛ زيرا اگر سؤال‌كننده‌اى نباشد مسئوليت نيز وجود ندارد و كسى كه مسئوليت را انكار كند زندگى اجتماعى را انكار كرده است . سؤال : بله ، انسان مسئول است ؛ لكن لازم نيست سؤال‌كننده ، خدا باشد بلكه مردم نيز مىتوانند هيئتى از ميان خودشان برگزينند و انسان در برابر اين هيئت مسئول باشد ؟ [ پاسخ ] : ما نيز به نوبهء خود مىپرسيم : اگر اعضاى اين هيئت دچار اشتباه شدند ، چه كسى از آنها مىپرسد و آنها را مورد بازرسى قرار مىدهد ؟ اگر بگويند : وجدان از اين هيئت مىپرسد . در پاسخ خواهيم گفت : اوّلا ، وجدان امرى معنوى است و نه عينى . ثانيا ، وجدان امرى مشترك است كه هركس آن را ادّعا مىكند ، و گرنه چرا يك فرد به وجدانش عمل مىكند و ديگرى نمىكند . دراين‌صورت پرسش‌كننده‌اى جز خدا وجود ندارد . بنابراين ، هركس به خدا ايمان بياورد و خود را به آيين و احكام او متعهد كند ، در عقيده و رفتار خود ، آگاهانه گام برداشته است ، در غيراين‌صورت ، همانند كسى خواهد بود كه در تاريكى حركت مىكند و راه به جايى نمىبرد .
كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ؛
يعنى همان‌گونه كه اعمال مؤمنان برايشان خوب جلوه مىكند ، اعمال كافران نيز در نظرشان خوب جلوه مىكند . البتّه ، با اين تفاوت كه اوّلى انعكاسى از واقعيت است و دومى صرفا وهم و خيال .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها .
مراد از قريه هر جامعه‌اى است كه از انسان‌ها تشكيل شده باشد ، خواه تعداد آنها زياد باشد خواه كم . معناى آيه اين است : اى محمّد ! همان‌گونه كه در جامعهء تو سردمداران جنايتكارى وجود دارند كه توطئه مىكنند و با دين خدا دشمنى مىورزند ، در جوامع پيشين نيز چنين افرادى بودند و در آينده هم سردمدارانى خواهند آمد كه به ملّت خود حيله مىورزند و با حق و طرفدارانش دشمنى مىكنند .