تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

واژگان

القرية : جايى كه مردم در آن‌جا گرد مىآيند ، خواه كم باشند . خواه زياد ؛ لكن بر اثر اين‌كه به‌كار رفتن آن به معناى شهر كوچك زياد بوده است اينك از باب تغليب در همين معنا به‌كار مىرود . الصّغار : به فتح صاد ، ذلّت و خوارى .

اعراب

« أَ وَ مَنْ » ،
« مَنْ »
به معناى الّذى مبتدا و
« كَمَنْ »
خبر آن است .
« مَثَلُهُ »
مبتدا و
« فِي الظُّلُماتِ »
خبر آن و جمله ، صلة
« كَمَنْ »
، جملهء
« لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها »
حال است از ضمير
« مَثَلُهُ »
.
« أَكابِرَ »
مفعول اوّل براى
« جَعَلْنا »
.
« فِي كُلِّ قَرْيَةٍ »
متعلق به محذوف و مفعول دوم .
« مُجْرِمِيها »
مجرور به اضافهء
« أَكابِرَ »
.
« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ » ،
« أَعْلَمُ »
در اين‌جا به معناى « يعلم » است ؛ زيرا مقايسهء برترى ميان خدا و ديگران محال است .
« حَيْثُ »
به‌معناى موضع رسالت ، يعنى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله . ازاين‌رو ،
« حَيْثُ »
در محلّ نصب و مفعول به است براى
« أَعْلَمُ »
و معناى جمله از اين قرار است : خدا مىداند كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله شايستهء رسالت اوست .

تفسير

أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها .
خدا اين مثل را به منظور مقايسهء ميان مؤمن و كافر زده است ؛ بدين ترتيب كه مقايسهء اين دو كاملا همانند مقايسهء مرده و زنده ، روشنايى و تاريكى است ؛ چرا كه كافر مرده است و وقتى ايمان بياورد ، گويى از نو برانگيخته مىشود و زندگى دوباره به وى بازمىگردد . ايمان او همچون نورى است كه با آن با آگاهى كامل در