تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
و درختان در شكل و مزه ، مشابه يكديگرند و برخى هم به يكديگر شباهتى ندارند .
انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ ؛
[ اى انسان‌ها ] پند گيريد ، چگونه ميوه در ابتدا كه پديدار مىشود كوچك است و كسى نمىتواند از آن بهره گيرد ، آن‌گاه كم‌كم رشد مىكند تا اين‌كه مىرسد و لذيذ و سودمند مىشود .
إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .
مراد از « قوم يؤمنون » تنها كسانى نيستند كه در حال حاضر ايمان دارند ، بلكه همچنين مقصود كسانى هستند كه در آينده به دعوت ايمان پاسخ مىدهند و از دلايل و براهين بهره‌مند مىشوند . امّا كسانى كه دل‌هايشان بر روى حقايق بسته است ، به‌سان چهارپايان از برابر اين دلايل عبور مىكنند و آنها را درك نمىكنند . خلاصهء سخن آن‌كه ، نخستين هدف خداوند از ذكر اين نمونه‌هاى زمينى و آسمانى در آيات مزبور آن است كه انسان‌ها را به اين موضوع توجه دهد كه از ديدگاه فطرت و عقل ، محال است كه موجودات جهان هستى و نوآفرينى و تدبير اين جهان به‌طور تصادفى پديد آمده باشد ؛ زيرا فطرت و عقل حكم مىكند كه همهء موجودات از يك اراده و تصميم سرچشمه گرفته و نيز از يك حكمت و الا ، كه دانا و نادان بدان پى مىبرد . بزرگ‌ترين دليل بر بطلان تصادف آن است كه هرگاه سبب حادثه‌اى تكرار شود ، آن حادثه نيز تكرار مىشود .