تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
هرچيزى را در يك اندازهء معين مقدّر كرده ، آن را آفريده است :
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .
4 .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ .
مقصود از نجوم در اين‌جا اجسام نورانى غير از خورشيد و ماه است ؛ چنان‌كه سياق سخن بر آن دلالت دارد . ستاره‌شناس معروف جهان ، سرجيمز جيننز در كتاب « قرآن و دانش جديد » مىگويد : « وقتى بخواهيم خانه‌اى را در شهر شناسايى كنيم ، اوّل از نام خيابانى مىپرسيم كه اين خانه در آن قرار دارد . آن‌گاه پلاك خانه را سؤال مىكنيم و در پاسخ ما مىگويند : پلاك چند در فلان خيابان . در ستارگان نيز قضيه از همين قرار است ؛ زيرا برخى از آنها نام‌هاى خاصّ دارند و همين‌ها مهم‌ترين علامت‌هايى است كه ناخداى كشتى در كشتى و راننده در ماشين و مسافرى كه بر اسب خود سوار است با اين علايم راه خويش را پيدا مىكنند . بسيارى از كشتىها ، در زمانىكه قطب‌نماى آنها خراب مىشود ، بر طبق نقشهء آسمان و موقعيت‌هاى ستارگان راه مىپيماند . 5 .
وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ .
مراد از نفسى كه تمامى انسان‌ها از آن به‌وجود آمدند ، همان انسان نخستين است ؛ يعنى آدم عليه السّلام ، كه ساير مردم زنجيروار از او به‌وجود آمدند . ما ، در اين‌باره در تفسير آيهء نخست ، از سورهء نساء به تفصيل سخن گفتيم . رازى در تفسير آيهء
« فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ »
شش نظريه بيان كرده است . بيشتر مفسران بر اين عقيده‌اند كه مراد از مستقرّ ، قرار گرفتن نطفه است در اصلاب مردان و مراد از مستودع ، قرار گرفتن نطفه است در رحم‌هاى زنان ، درصورتىكه در آيه هيچ نشانه‌اى وجود ندارد كه بر اين معنا و يا بر يكى از معانىاى كه رازى آنها را نقل كرده است ، دلالت كند . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه مؤمن را به دو قسم تقسيم كرد : مؤمنى كه ايمانى راستين دارد و ايمانش تا دم مرگ پايدار است . اين مؤمن كسى است كه كردار وى با