تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نداشته است و هر مقدار كه علم پيشرفت كند ، دين طرفدارانى همانند انيشتين پيدا خواهد كرد كه در برابر عظمت دين ، سر فرود مىآورند و ايمان مىآورند كه دين ، حقيقتى است كه باطل به هيچ وجه در آن راه ندارد . 2 و 3 .
فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ .
خداوند در آيهء پيشين نمونه‌اى آورد براى عظمت و قدرت خود و آن اين‌كه در زمين ، حيات ايجاد كرد . در اين آيه سه نمونهء آسمانى آورده است : الف ) خدا صبح را از شب بيرون آورده است و اين امر كنايه از وجود روز است كه انسان در آن براى به‌دست آوردن روزى و ادارهء امور زندگى خود مىكوشد . ب ) او شب را به‌وجود آورده كه انسان در آن آرام مىگيرد و پس از خستگى كار روزانه به استراحت مىپردازد . ج ) او خورشيد و ماه را با حركتى مخصوص و متعادل از لحاظ سرعت و كندى آفريده است به نحوى كه زمين دو نوع حركت دارد : حركتى كه در 24 ساعت صورت مىگيرد و حساب روزها براساس آن انجام مىشود و حركتى كه در طى يك سال صورت مىگيرد و بر اثر آن فصول چهارگانه به‌وجود مىآيد و حساب سال براساس آن انجام مىشود . خداوند متعال مىگويد : « اوست آن‌كه خورشيد را فروغ بخشيد و ماه را منور ساخت و برايش منازلى معين كرد ، تا از شمار سال‌ها و حساب آگاه شويد » . « 1 » سؤال : براساس گفتهء فوق ، وجود شب و روز ، نتيجهء گردش زمين است ، پس به چه دليل به خدا نسبت داده مىشود ؟ پاسخ : به اين دليل كه او آفرينندهء آسمان‌ها و زمين است و تمام عوامل به او منتهى مىشود . درهرحال ، نخستين هدف از آنچه در اين آيات آمده ، آن است كه هيچ‌چيز از جهان هستى به‌طور تصادفى و بيهوده آفريده نشده ، بلكه حكيم و دانايى ، كه خلقت
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 5 .