تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
يك تن درمىآيد كه مقدارى در زمين و مقدارى از آن در هوا قرار دارد . ترديدى نيست كه اين فعل و انفعالات به صورت مستقيم به عوامل طبيعى نسبت داده مىشود ؛ زيرا او طبيعت را آفريده و هر سببى را ساخته و مادّهء نخستين را با فرمان
« كُنْ فَيَكُونُ »
به‌وجود آورده است .

حيات چگونه به وجود آمد ؟

يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ .
جاى شگفت نيست اگر موجود زنده از موجود زنده‌اى همانند خود زاده شود و نيز موجودى بىجان از بىجانى ديگر جدا گردد . شگفت اين است كه موجودى بىجان از جاندار و برعكس متولّد شود . برخى مىگويند : حيات از نيروهاى طبيعت به وجود مىآيد . ما از طرفداران اين نظريه مىپرسيم : چه‌كسى طبيعت ، نيروها و فعل و انفعالات آن‌را به وجود آورده است ؟ اگر صرف فعل و انفعال براى ايجاد حيات كافى است و عنايت الهى هيچ دخالتى در آن ندارد ، پس چرا دانشمندان طبيعى ، همان‌گونه كه ابزار و وسايل آشپزخانه و امثال آن‌را در كارخانه‌هايشان مىسازند ، حيات را نمىسازند ، با وجود اين‌كه در اين زمينه تلاش فراوان كردند و فعل و انفعالات زيادى به وجود آوردند . آنها پس از آن‌كه نااميد شدند ، اعلام كردند كه ايجاد حيات از بازگشت يك فرد پير به دوران كودكىاش دشوارتر است . به فرض اين‌كه از باب مماشات با خصم ، بپذيريم كه اين دانشمندان در آفرينش يك سلول زنده موفّق شوند ، آيا مىتوانند حشره‌اى بسازند كه با نظم كار كند ؛ چنان‌كه ضعيف‌ترين حشرات چنين مىكنند ؟ ما انسان و مغز او و نيز حيوان و شگفتىهاى آفرينش آن را كنار مىگذاريم و به حشراتى مثال مىزنيم كه از آنها نفرت داريم و با حشره‌كش‌ها آنها را نابود مىكنيم . متخصّصان حشره‌شناسى مىگويند :