معناى مالك بودن خدا بر اين برانگيختن آن است كه او بار ديگر مردگان را زنده مىكند .
صوفيان ، مدّعيان غيبگويى
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ .
غيب عبارت است از : چيزى كه پنهان و پوشيده باشد ؛ نظير فرشتگان ، دوباره زنده شدن و چيزى كه انسان آن را در دل خويش پنهان مىدارد .
شهادت ، چيزى است كه آشكار باشد همانند زمين ، آسمان و آنچه انسان آشكارا آن را انجام مىدهد . اين تقسيمبندى در مورد انسان درست است ؛ امّا دربارهء خدا درست نخواهد بود ؛ زيرا چيزى از او پنهان نمىباشد ، نه در زمين و نه در آسمان .
شايان ذكر است كه صوفيان ادّعا مىكنند كه غيب مىدانند . ابن عربى در فتوحات مكّيه ، باب 302 مىگويد : « خداجويان ، غير از اين چشمها ، گوشها ، قلبها و زبانها [ ى ظاهرى ] چشمانى دارند كه با آنها مىبينند ، گوشهايى دارند كه با آنها مىشنوند ، قلبهايى دارند كه با آنها مىانديشند و زبانهايى دارند كه با آنها سخن مىگويند . با اين چشمها [ غيب را ] مشاهده مىكنند ، با اين گوشها مىشنوند ، با اين دلها مىانديشند و با اين زبانها سخن مىگويند و سخنشان هم با واقعيت مطابقت دارد » .
وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ .
او بردبار ، آگاه و يكتاست كه در ادارهء امور خلايق بر حسب اقتضاى حكمت خود و نيز در دانستن امور مخفى و پنهان ، كسى با او شريك نيست .
بنابراين ، كسانى ( صوفيان ) كه ادّعا مىكنند كه دو قلب ، دو زبان ، چهار چشم و چهار گوش دارند ، بايد از خدا بپرهيزند [ و به دروغ ادّعاى دانستن غيب نكنند ] .