واژگان
الأعقاب : جمع عقب به معناى پشت پاست . عربها به كسى كه پس از توانايى ناتوان شود مىگويند : « نكص أو ارتدّ على عقبيه ؛ بر پشتهاى پايش برگشت » .
الحيران : فردى سرگردان كه نمىداند چه كند .
الصّور : در لغت به معناى شاخ است . مردم شاخ بز كوهى و ديگر حيوانات را سوراخ مىكردند و از آنها بوقهايى مىساختند و در آن مىدميدند .
اعراب
« كاف » در
« كَالَّذِي »
، به معناى مثل ، در محلّ نصب و صفت براى مفعول مطلق محذوف و تقدير آن : « نردّ ردّا مثل ردّ الّذى استهوته » است .
« حَيْرانَ »
حال از ضمير
« اسْتَهْوَتْهُ »
.
« لَهُ أَصْحابٌ »
مبتدا و خبر و جمله صفت براى
« حَيْرانَ »
.
« لِنُسْلِمَ »
لام به معناى كي و پس از آن « أن » در تقدير است . مصدر ريخته شده مجرور به لام و متعلق به
« أُمِرْنا »
و تقدير : « أمرنا بذلك للإسلام » مىباشد .
« أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ »
عطف بر
« لِنُسْلِمَ »
.
« يَوْمَ يَقُولُ »
« يَوْمَ »
منصوب به معناى
« قَوْلُهُ الْحَقُّ » .
فاعل
« كُنْ فَيَكُونُ »
ضمير مستترى است كه به « شىء » محذوف برمىگردد و بدين معناست : « يقول للشىء كن فيكون » .
« عالِمُ الْغَيْبِ »
خبر مبتداى محذوف است ؛ يعنى : « هو عالم الغيب » . و نيز جايز است صفت براى
« الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
باشد .
تفسير
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا .
پيامبر بزرگ اسلام صلّى اللّه عليه و آله مشركان را به عبادت خدا فراخواند و آنان نيز به نوبهء خود او را به پرستش بتهايشان فراخواندند .
گفته مىشود كه مشركين به پيامبر اسلام پيشنهاد كردند كه او با آنها خدايانشان را