اعتقاد ندارد بهتر است از كسى كه به يك دين منتسب باشد امّا احكام و اصول آن را مسخره كند ، زيرا چنين شخصى بازى و ريشخند كردن به دين را دين خود قرار داده است .
2 .
وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ .
خداوند پس از آنكه پيامبر و مؤمنان را مأمور كرد تا با كسانى كه دينشان را مسخره مىكنند معاشرت نكنند ، به آنان دستور داد كه با قرآن اينگونه افراد را اندرز دهند ، تا در روزى كه جز خدا ياور و شفاعتكنندهاى كه آنها را يارى و شفاعت كنند ندارند ، به گناهان و جنايتهاى آنان مؤاخذه نشوند .
وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها .
عدل در اينجا به معناى فديه دادن است . معناى آيه اين است : همانطور كه كافر در روز قيامت ولى و شفاعتكننده ندارد ، فديه هم هر مقدار كه باشد از او قبول نمىشود . رازى مىگويد :
« هرگاه انسان چگونگى مجازات را به اين صورت تصور كند ، در هنگام اقدام به گناه دچار اضطراب و لرزش خواهد شد » .
3 .
أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ .
اولئك به كسانى اشاره دارد كه دين خويش را بازيچه گرفتهاند و به عقوبت اعمال خود در جهنّم محبوسند .
امّا جملهء :
لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ
مجازاتى را بيان مىكند كه آنان بر اثر كفر و عصيان خود گرفتارش خواهند شد .