آنهايى كه ديدار با خدا را دروغ پنداشتند و چون قيامت به ناگهان فرارسد ، گويند : اى حسرت بر ما ! به جهت تقصيرى كه كرديم . اينان بار گناهانشان را بر پشت مىكشند . هان ! چه بد بارى را بر پشت مىكشند . ( 31 )
و زندگى دنيا چيزى جز بازيچه و لهو نيست و پرهيزگاران را سراى آخرت بهتر است . آيا به عقل نمىيابيد ؟ ( 32 )
واژگان
وُقِفُوا عَلَى النَّارِ :
فعل مجهول و در اينجا به معناى عرضه كردن است ؛ يعنى روزى كه بر آتش عرضه مىشوند . برخى گفتهاند : جايز است « أوقف » خوانده شود ؛ لكن اين نظريه ، بسيار نادر است .
الساعة : زمان كوتاه . مراد از آن در اينجا روز قيامت است ؛ زيرا در اين روز به سرعت از مردم حساب گرفته مىشود .
بغتة : ناگهانى .
الحسرة : پشيمانى .
التفريط : كوتاهى كردن .
الوزر : در لغت به معناى بار سنگين و در اصطلاح دينى به معناى گناه است .
اعراب
« وَ لَوْ تَرى » ،
جواب
« لَوْ »
محذوف و تقدير آن : « لشاهدت امرا عظيما » است .
« وَ لا نُكَذِّبَ »
منصوب به « أن » كه پس از واو در تقدير است و همچنين است
« نَكُونَ »
.
مصدر ريخته شده از اين دو فعل عطف است بر مصدر برگرفته شدهء از
« نُرَدُّ »
و تقدير آن بدينترتيب است : « يا ليت لنا الردّ و عدم التكذيب و كوننا من المؤمنين » .
« إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا » ،
« إِنْ »
نافيه ،
« هِيَ »
مبتدا ،
« حَياتُنَا »
خبر و
« الدُّنْيا »
صفت براى « حياة » است ؛ زيرا دنيا يا به معناى اوّل ، يا به معناى پست و يا به معناى نزديك است .
« بَغْتَةً »
مصدر و