تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
سؤال : اگر مشركان عرب دربارهء خداوند با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم‌عقيده بوده‌اند ، پس فايدهء پرسش چيست ؟ پاسخ : هدف از اين پرسش آن است كه خصم را به تدريج وادار كند تا به امكان‌پذير بودن نشر و حشر ( روز قيامت ) اعتراف نمايد و نيز عليه او اقامهء حجت كند ؛ زيرا وقتى خداوند آفريننده و مالك جهان است ، پس مىتواند آن را نابود كند و دوباره به وجود آورد .
كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ .
خداى سبحان اين جمله را در آيهء 54 از همين سوره تكرار مىكند . مفسّران مىگويند : خداوند از روى لطف و بزرگوارى ، رحمت را بر خود واجب كرده است . ما ايمان داريم كه خدا صاحب بخشش و بزرگوارى است و در همين حال ، ايمان داريم كه رحمت خدا ، نتيجهء بىنيازى او از تمام اشيا و نياز كليهء اشيا به اوست ؛ چراكه هر آفريده طبعا به عنايت و رحمت آفرينندهء خود نياز دارد ؛ چنان‌كه معلول به علّت و مسبّب به سبب خود نيازمند است . رحمت خدا به بندگانش از ذات و كمال او جدا نمىشود . بنابراين ، معناى
« كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ »
آن است كه رحمت براى ذات مقدّس او همانند علم و قدرت ، حتمى است .
لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ .
اين گردآورى نيز امرى حتمى است ازاين‌رو ، خدا مىفرمايد :
لا رَيْبَ فِيهِ
ترديدى در آن نيست ؛ زيرا در اين روز است كه مظلوم به قصاص ظالم مىپردازد ، گناهكار به اندازهء گناه خويش مجازات مىشود و نيكوكار چند برابر كار نيك خود پاداش دريافت مىكند . اگر آن روز نبود ، حق از بين مىرفت و امر و نهى به دست زورمندتر بود نه به دست آفرينندهء جهان و مالك آن .
الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
زمخشرى مىگويد : كافران ، زيان را برگزيدند و به همين دليل ايمان نمىآورند . زمخشرى از پيروان معتزله است و آنان عقيده دارند كه انسان مخير است ، نه مجبور . رازى مىگويد : خدا بر زيان كافران حكم كرده است و لذا آنها ايمان نمىآورند . رازى از پيروان اشاعره است و آنان اعتقاد دارند