9 . حيوانى كه درندگان از آن خورده باشند ؛ به بيانى ديگر آنچه از طعمهء حيوان درنده مانده باشد .
آنگاه خداوند از ميان پنج نوع اخير ، يك حيوان را استثنا كرده است و آن حيوانى است كه ما آنرا زنده بيابيم ؛ چرا كه در اين حالت ، اگر حيوان مزبور ذبح شرعى شود ، براى ما حلال مىگردد . معناى سخن خداوند :
إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
نيز همين است . در روايت آمده است : « كمترين حدّ حصول تذكيه آن است كه حيوان را در حالى دريابى كه گوش يا دمش را تكان مىدهد و يا چشمش را برهم مىزند » .
10 . حيوانى كه براى نصب ذبح شود . صاحب كتاب التسهيل لعلوم التنزيل گفته است : نصب جمع نصاب و آن سنگهايى است كه اعراب جاهلى آنها را تعظيم و حيوانات را براى آنها ذبح مىكردند . نصب ، بتها نبودند ؛ زيرا بتها داراى صورت و نقش بودند ، اما نصب صورت و نقش نداشتند .
شايسته است بدين نكته اشاره شود كه خوراكىهاى حرام تنها به انواع دهگانهاى كه در آيهء فوق آمده ، خلاصه نمىشود ، بلكه حرامهاى ديگرى نيز وجود دارد ؛ نظير سگ ، حيوان درنده ، پرندهء شكارى همانند عقاب و كركس و نيز همانند حشرات و برخى انواع ماهى و چيزهاى حرام در حيوان ذبح شده به طريق شرعى و امثال اينها كه در روايات نبوى آمده است و فقها بر حرمت آنها وحدت نظر دارند و تفاوت نمىكند كه نصّ بر حرام بودن آن در كتاب باشد و يا در سنّت ؛ چرا كه قرآن مىگويد : « هرچه پيامبر به شما داد بستانيد و از هرچه شما را منع كرد اجتناب كنيد » . « 1 » ممكن است ذكر انواع محرّمات گفته شده به مناسبت آيهء
« أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ »
باشد . بههرحال ، خداوند پس از آنكه ده قسم خوراكى حرام را بيان مىكند ، جملهء زير را بر آنها عطف مىكند :
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ؛
يعنى حرام است بر شما كه قسمت خود را با تيرها به
هامش
( 1 ) . حشر ( 59 ) آيهء 7 .