تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
شده ، يا شمشير ، يا نيزه ، يا تير و يا ابزارى نوك‌تيز است كه بتوان با آن سر حيوان را بريد . تذكيهء حيوان [ نظير گاو و گوسفند . . . ] به اين است كه رو به قبله باشد و چهار شاهرگ آن بريده و نيز در هنگام ذبح نام خدا برده شود . جزئيات اين مسئله در كتاب‌هاى فقهى و از آن جمله در جزء چهارم كتاب فقه الامام جعفر الصادق موجود است . 2 . خون ريخته شده : مراد از آن خونى است كه با فشار و جهندگى بيرون شود و نيز با گوشت مخلوط نباشد ؛ زيرا خونى كه با گوشت مخلوط باشد ، خوردن آن اشكالى ندارد . همچنين خونى كه همانند گوشت [ لخته ] باشد ، در صورتى كه جگر باشد به اعتقاد همهء مذاهب حلال است ، امّا اگر طحال ( سپرز ) باشد ، تنها از ديدگاه شيعهء اماميّه حرام خواهد بود . 3 . گوشت خوك : به اجماع مسلمانان حرام است . 4 . هر حيوانى كه در هنگام كشتنش نام غيرخدا برده شود : واژهء « اهلال » به معناى بلند كردن آواز است . گفته مىشود : « استهلّ الصّبى » ؛ يعنى كودك در هنگام تولّد با صداى بلند گريه كرد . در اين‌جا مقصود آن است كه در هنگام ذبح ، نام غيرخدا برده شود . مشركان رسم داشتند كه براى بت‌هاى خود قربانى مىكردند و با صداى بلند نام لات و عزّى را مىبردند . پيش‌تر دربارهء اين چهار نوع از محرّمات در تفسير آيهء 173 سورهء بقره ، ج 1 ، سخن گفته شد . 5 . منخنقه : حيوانى كه به وسيلهء دست ، يا طناب و يا داخل كردن سر خود در جايى تنگ و . . . خفه شود و بميرد . 6 . موقوذه : مقصود حيوانى است كه آن را با چوب و يا چيزى ديگر آن‌قدر بزنند تا بميرد . 7 . متردّيه : حيوانى است كه از جاى بلندى سقوط كند و بميرد . 8 . نطيحه : حيوانى است كه حيوان ديگرى او را شاخ بزند و بميرد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 25 | محمد جواد مغنية