پاسخ : اين آيه دربارهء قصاص و معامله به مثل ، در موارد خاصّى نازل شده است ؛ همانند جنگ و قطع عضو ؛ بدين معنا كه هركس با شما به جنگ برخيزد با او بجنگيد و هركس دست ديگرى را قطع كند ، دستش قطع مىشود و مواردى از اين قبيل . امّا اگر كسى ديگران را از عبادت خدا و تجارت و زراعت بازدارد ، نبايد خود او از اين كار بازداشته شود ، بلكه بايد به نحو ديگرى مجازات گردد .
خلاصهء سخن اينكه كيفر تجاوزكار ، گاهى مقابله به مثل است و گاهى مجازات ديگر . و در ساير حالات ، شايسته است كه مجازات به جهت يارى كردن حق باشد ، نه به منظور گرفتن انتقام و خالى كردن عقدهء دل .
انقلاب و ضدّ انقلاب
تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ .
از واژههايى كه امروز بسيار متداول است و گويندگان آنرا بر زبان مىآورند و نويسندگان دربارهء آن قلم مىزنند ، واژهء انقلاب و ضدّانقلاب است . مقصود آنان از « انقلاب » همكارى اخلاصمندان و فداكارى آنها عليه عقبماندگى و اوضاع فاسد است . و منظور آنان از « ضدّانقلاب » تشكّل واپسگرايان و همبستگى و ستيز آنها با هرگونه فعّاليتى است كه براى دگرگون كردن سنّتهاى زيانبار و فسادآور صورت مىگيرد .
ظاهر آيهء كريمه ما را بدين تصوّر وامىدارد كه جملهء
« وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ »
را بر هر حركتى كه با نيكى و پيشرفت تضاد دارد ، تطبيق كنيم .