تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
وجود خالق اعتراف داشتند ، به اين‌دليل كه حرمت حامى ، سائبه ، بحيره و وصيله را به او نسبت مىدادند . بااين‌وجود ، خدا آنها را به كافر بودن توصيف كرده است ؛ زيرا آنان به دروغ حرمت اين حيوانات را به او نسبت مىدادند . براين‌اساس ، هركس چيزى را كه در كتاب خدا و سنت پيامبرش نيست به او نسبت دهد كافر است . البتّه ، مشروط براين‌كه اين نسبت دادن ، عمدى و بدون دليل باشد . اين عمل را در اصطلاح اهل شرع « بدعت » مىنامند . در حديث آمده است : « هر بدعتى گمراهى و هر گمراهى موجب افتادن در آتش است » . واقعيت آن است كه وقوع چنين فرضى بسيار بعيد به نظر مىرسد . كيست كه حكمى را به خدا نسبت دهد بااين‌كه علم دارد كه دليلى وجود ندارد ؟ البته ممكن است انسان چيزى را دليل بپندارد ، در حالى كه دليل نيست .
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ .
رازى مىگويد : « معناى آيه روشن است و آن ردّ بر كسانى است كه كوركورانه تقليد مىكنند » . ما دربارهء تقليد در تفسير آيهء 170 از سورهء بقره ، ج 1 به تفصيل سخن گفتيم .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
رازى در تفسير اين آيه ، هشت وجه ذكر نموده است . يكى از مفسّران جديد ، 33 صفحه در تفسير آن نوشته است . علّتى كه موجب شده تا اين دو شخصيّت و ديگر مفسّران در اين‌باره سخن را طولانى كنند و دست به تأويل بزنند آن است كه امر به معروف [ مسلّما ] واجب مىباشد ؛ لكن ظاهر اين آيه بر عدم وجوب آن دلالت مىكند و نيز بر اين‌كه هركس بايد به خود توجّه داشته باشد ؛ امّا ديگران ، هركدام به تنهايى دربارهء خود مسئول است و بر كسى واجب نيست كه او را از چيزى منع و يا به چيزى ارشاد كند . تفسير درست آيه اين است كه امر به معروف بر انسان واجب است . اگر امر او مفيد
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 217 | محمد جواد مغنية