واژگان
الصدّيقة : بسيار راستگو .
الإفك : دروغ .
اعراب
«
ثالِثُ
» خبر
« إِنَّ »
و
« ثَلاثَةٍ »
مجرور به اضافه است .
« ثَلاثَةٍ »
به نصب ، بنابراين كه مفعول براى
« ثالِثُ »
باشد جايز نيست ؛ چنانكه مثلا « ضارب زيدا » بنابراين كه زيد مفعول براى ضارب باشد جايز است ؛ لكن در
« ثَلاثَةٍ »
جايز نيست ؛ زيرا در اين صورت معنايش مىشود : سومى ، سه تا را سه قرار داده و اين باطل و غير مقصود است ؛ چراكه معناى مقصود اين است كه سومى يكى از سهتاست نه اينكه سه تا را سه تا قرار داده باشد .
بله ، اگر بگويى : رابع ثلاثة ، در اينصورت هم جايز است كه ثلاثة ، مجرور خوانده شود بنابر اضافه و هم جايز است منصوب خوانده شود بنابراين كه مفعول باشد براى رابع و معنايش اين مىشود : سومى ، سهتا را چهارتا قرار داده است .
« ما مِنْ إِلهٍ »
« مِنْ »
زايده و
« إِلهٍ »
مبتدا و خبر آن محذوف است ؛ يعنى : « ما إله موجود إلّا اللّه » . لفظ جلاله [ اللّه ] بدل از إله و يا بدل از ضمير مستتر در موجود است . «
لَيَمَسَّنَّ
» ، لام در جواب قسم محذوف واقع شده است و « يمسّنّ » جانشين جواب قسم و جواب ان شرطيه مىباشد .
« مِنْهُمْ »
متعلّق به محذوف و حال از
« الَّذِينَ »
است . جملهء
« كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ »
مستأنفه است و محلّى از اعراب ندارد و جايز نيست صفت براى
« الْمَسِيحُ »
و
« أُمُّهُ »
باشد ؛ زيرا هركدام از آنها در يك جملهء مستقل قرار گرفته است . اگر گفته مىشد : « المسيح و أمّه مخلوقان كانا يأكلان » تركيب جمله به عنوان صفت درست بود .
« كَيْفَ »
در
« كَيْفَ نُبَيِّنُ »
مفعول مطلق براى
« نُبَيِّنُ »
و معنايش اين است : « أيّ بيان