تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

تفسير

لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ .
تفسير اين سخن خدا در آيهء 12 از همين سوره :
« وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً »
و نيز در آيهء 13
« فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ »
بيان شد . مفسّران گفته‌اند : خداوند موضوع گرفتن پيمان از يهود و نيز شكستن اين پيمان توسط آنان ، با كشتن پيامبران و تكذيب آنان را تكرار كرده است تا بدين‌وسيله بر سركشى و شدّت خلافكارى آنها تأكيد كرده باشد . ما در اينجا ، نكتهء ديگرى را اضافه مىكنيم و آن اين‌كه سبب ديگر اين تكرار آن است كه خداوند مىخواهد ( البته خدا به خواسته‌اش عالم‌تر است ) فرزندان مسلمانان را در مورد زاده‌هاى يهود هشدار دهد ؛ زيرا خداوند مىدانست كه مسلمانان به فرقه‌ها و كشورهاى كوچكى تقسيم خواهند شد و يهود با استفاده از اين چند دستگى براى خود دولتى در قلب كشورهاى اسلامى تشكيل خواهند داد .
وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا .
خداوند براى آنان راه هدايت و حق را بيان كرد ؛ لكن
كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ ؛
يعنى « هرگاه كه پيامبرى چيزى مىگفت كه با خواهش دلشان موافق نبود ، گروهى را تكذيب مىكردند و گروهى را مىكشتند » ؛ چراكه تنها فرمانده مطلق از ديدگاه يهوديان ، هواى نفس بود و تنها كيفرى كه براى مخالف خود - هرچند پيامبر مىبود - تعيين مىكردند اين بود كه اگر مىتوانستند او را مىكشتند و اگر از انجام دادن چنين جنايتى ناتوان بودند او را تكذيب مىكردند . البتّه ، ناگفته نماند كه اين ويژگى تنها به يهوديان منحصر نمىشود ، هرچند سخن خداوند دربارهء آنهاست ؛ زيرا هر كس كه فرمانبردار هواى نفسش باشد ، همان كارى را انجام مىدهد كه يهوديان انجام دادند ، خواه مسلمان باشد خواه مسيحى .
وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ .
مراد از فتنه در اين‌جا مشكلات و گرفتارىهاست ؛ نظير مسلط شدن زورمندان بر آنان و كشتن ، ويران كردن و تبعيد آنها . منظور اين است كه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 164 | محمد جواد مغنية