يهوديان تصور مىكردند چون ملّت برگزيدهء خدا هستند ، هيچگاه مغلوب نمىشوند .
البتّه آنها در گذشته به اين عقيدهء خود تكيه داشتند ؛ لكن امروز ، آنها بر نيروهاى استعمار ، عناصر مرتجع ، كمپانىهاى انحصارى ، ايجاد فتنه و اختلاف و گسترش فساد و بىمبالاتى تكيه دارند .
فَعَمُوا وَ صَمُّوا .
هركس از چيزى نفرت داشته باشد ، نيكويىهاى آن را نمىبيند .
يهود از هرچيزى جز آنچه هواى نفس آنها مىخواهد ، نفرت داشتند . از اينرو ، راه حق را نديدند و صداى عدالت را نشنيدند . درنتيجه ، خداوند بابليان را بر آنها مسلط كرد و آنها مردان بنى اسرائيل را كشتند . اموالشان را غارت كردند و زنان و كودكانشان را به اسارت بردند . آنگاه خداوند پس از آنكه آنها بر اثر ذلّت و بيچارگىاى كه در مدّت اسارت خود در دست بختنصّر ديدند توبه كردند ،
ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ؛
توبهء ايشان را پذيرفت ،
ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ ؛
يعنى پس از آنكه خدا آنها را از عذاب اسارت نجات داد ، بسيارى آنها بار ديگر به ستمكارى و فساد بازگشتند و يحيى و زكريا را كشتند و حضرت مسيح عليه السّلام را تكذيب كردند و كوشيدند تا او را بكشند و دربارهء او و مادرش سخنى گفتند كه از شأن آنها دور بود . از اينرو ، خدا ايرانيان و روميان را بر آنها مسلط كرد و آنها نيز در حقّ ايشان همان كارهايى را انجام دادند كه بختنصّر انجام داده بود .
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ؛
يعنى خداوند كارهاى آنان نظير خونريزى ، تكذيب حقايق ، طرح توطئهها و اجرا كردن نقشههايى كه هر ستمگرى آن را مقرر مىداشت و . . . همگى را مىداند . خدا همهء اين جنايتها را مىبيند و از طريق ذليل و خوار كردن آنها در همين دنيا و پيش از فرارسيدن آخرت مجازاتشان مىكند . و اين حكايتى را كه خداوند در وصف يهوديان بيان فرمود ، عينا بر كسانى كه تظاهر به اسلام مىكنند ؛ ولى در محور آنهايى مىچرخند كه پشتيبان اسرائيل هستند و او را عليه اعراب و مسلمانها يارى مىكنند ، منطبق مىشود .