تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
نظير سخن گوينده‌اى كه مىگويد : اگر آن كار را نكردى پس آن كار را نكردى و اگر آن را نرساندى پس نرساندى . بنابراين ، ادّعاى شما مبنى بر اين‌كه ظاهر آيه نشان مىدهد كه امر مهمّى بر پيامبر نازل شده ، چه دليلى دارد ؟ پاسخ : جملهء
« فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
نشان مىدهد كه آن فرمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سبب ترس از مردم ، در ابلاغ آن امروز و فردا مىكرد ، آن‌قدر مهمّ است كه ابلاغ آن با ابلاغ تمامى رسالت او برابرى مىكند ؛ به نحوى كه اگر آن را ترك كند ، گويا ابلاغ تمام احكام الهى را ترك كرده است . چنان‌كه به كسى كه به تو احسان كرده ، مىگويى : اگر اين كار را نمىكردى ، ابدا احسانى برايم نكرده بودى . براين‌اساس ، معناى سخن خداوند اين است : اگر اين فرمان را ابلاغ نكنى ، گويا هيچ وظيفه‌اى از وظايف رسالتم را كه به تو دادم انجام نداده‌اى و جزاى تو ، جزاى كسى خواهد بود كه تمام احكام الهى را پنهان كرده است . سؤال دوم : فرمانى كه آن‌قدر اهميّت دارد كه خداوند ابلاغ تمام رسالت را منوط به ابلاغ آن كرده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه با هر پيامدى شيفتهء انجام دادن فرمان خداست ، در انجام دادن اين فرمان ، امروز و فردا و درنگ مىكند ، چيست ؟ پاسخ : پس از آن‌كه مفسّران شيعه و سنّى بر تفسير آيه ، به همان معنايى كه بيان كرديم ، اجماع كرده‌اند ، در تعيين محتواى فرمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ابلاغ آن درنگ مىكرد و خداوند هم آن را آشكارا بيان نكرده ، دچار اختلاف شده‌اند : شيعه مىگويد : اين آيه دربارهء على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده و مراد از اين فرمان ، ولايت او بر مردم است و نيز درنگ كردن پيامبر در تبليغ ، براى ترس دربارهء خود نبود ؛ چراكه بزرگان قريش در امرى در برابر او مجاب شدند كه مهم‌تر از اين فرمان بود و آن اين‌كه پيامبر درحالىكه بزرگان قريش قوى و نيرومند بودند و روح نژادپرستى و جاهليّت بر آنان حاكم بود ، آرزوهايشان را ، نابخردانه خواند ، به خدايانشان دشنام داد و گذشتگان آنها را به باد انتقاد گرفت . او در اين راه در زمانى كه