تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
منحرف و خلافكار تمام افراد اين جامعه را در بر مىگيرد ، خواه نيكوكار باشند خواه بدكار . ترديدى نيست كه افراد يك ملّت تنبل و بيكار و تابع ستم ، بايد در ذلّت و خوارى زندگى كنند . براين‌اساس ، مراد از ايمان در آيهء شريفه ، كه موجب وسعت روزى مىشود ، ايمان به خدا و عمل به تمام احكام و قوانين اوست . ايمان ، تنها نماز خواندن نيست ، بلكه بايد زكات هم داد ، با استثمارگران و احتكارگران مبارزه كرد و در هر موردى عدالت را رعايت نمود . بىترديد ، وقتى عدالت فراگير شود ، اوضاع جامعه اصلاح مىشود و بدبختى و تهىدستى از بين مىرود و اين همان چيزى است كه قرآن كريم آن را مىخواهد . اسلام از اين موضوع پرده برداشت كه ميان فساد اوضاع و عقب‌ماندگى و انواع رنج‌هاى انسانى رابطهء محكمى وجود دارد و در اين جهت از تمام جامعه‌شناسان و رهبران سوسياليزم و دموكراسى و ديگران سبقت گرفت . و اگر اينها چيزى براى گفتن دارند ، آن را از اسلام گرفته و از آن اقتباس كرده‌اند . لكن با وجود اين ، چه بايد گفت دربارهء كسى كه از هر چيزى كه به دين نسبت داده شود نفرت دارد ، آن هم تنها به اين دليل كه نام آن دين است ؟ !
مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ .
ضمير «
مِنْهُمْ
» به اهل كتاب ، يعنى يهود و نصارا ، كه آشكارا در آيه ذكر شده‌اند ، برمىگردد . مراد از «
أُمَّةٌ
» ، جماعت و «
مُقْتَصِدَةٌ
» به معناى معتدل است . منظور از كسانى كه خداوند آنها را به اعتدال وصف كرده ، يهوديان و مسيحيانى هستند كه پس از آشكار شدن دلايل حق و براهين راستين براى آنان ، به اسلام گرويدند . مورخان و سيره‌نويسان نام افراد زيادى از اهل كتاب را كه اسلام آوردند ، ياد كرده‌اند ؛ امّا كسانى كه پس از آشكار شدن حق بر ايشان ، همچنان بر كفر خود پافشارى كردند ، مصداق اين سخن خدا هستند :
وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 155 | محمد جواد مغنية