آمَنَّا
» مفعول است براى
« تَنْقِمُونَ »
و تقدير : تنقمون ايماننا مىباشد . مصدر مؤول از
« أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ »
عطف است بر « ما » و به معناى « آمنّا بما أنزل إلينا و بفسق أكثركم » مىباشد .
تفسير
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ .
بار ديگر ، خداى سبحان از دوستى با دشمنان خود نهى مىكند ؛ اما اينبار سبب نهى را نيز بيان مىنمايد و آن اينكه كافران ، دين اسلام و نماز مسلمانان را به باد استهزا مىگيرند ؛ نظير شخص كم خردى كه از آوردن دليل در برابر دليل ناتوان است و براى خردمند شايسته نيست كه كمخردان را براى خود به عنوان دوست انتخاب كند ، بهويژه آنهايى را كه دين اسلام و بهترين مقدّسات آن را ريشخند مىكنند . همچنين ، خداوند در اين آيه ،
« الْكُفَّارَ »
را بر
أُوتُوا الْكِتابَ »
عطف كرده و اين از باب عطف عام بر خاص است . قرآن ، هم عام را بر خاص عطف مىكند ؛ نظير همين آيه و هم خاص را بر عام عطف مىكند ؛ همانند آيهء
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى » .
« 1 » و نيز واژهاى را بر همانند خود عطف مىكند ؛ نظير آيهء
« فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ » .
« 2 »
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ .
اين آيه دلالت دارد بر اينكه هركس با شخصى كه دين را مسخره مىكند رابطهء دوستى و برادرى برقرار كند ، از ايمان به خدا بسيار دور خواهد بود ؛ چراكه هرگاه انسان خود را همانند چيزى كند ، مجذوب او مىشود .
وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً .
كليساهاى نصارا با نواختن ناقوس و معبدهاى يهود با زدن بوق ، پيروان خود را به نماز فرامىخوانند ؛ امّا مسلمانان با
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 238 .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 175 .