محبّت و يارى كردن منحصر نمىشود ، هيچگونه اختلاف نظرى وجود ندارد .
خداوند متعال مىگويد : « پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است . . . » . « 1 » ولايت در اين آيه ، نوعى تفسير و بيان براى ولايت در آيهء مورد بحث ماست .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ .
ولايتى كه براى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، براى كسى كه ميان زكات و ركوع در آن واحد جمع كرده نيز ثابت است . طبرى از مجاهد و عتبة بن ابى حكيم و ابو جعفر نقل كرده كه اين آيه دربارهء على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده است . در كتاب غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، تأليف نظام الدّين حسن بن محمّد نيشابورى - از اهل سنّت - عينا چنين آمده است : « به اتّفاق بيشتر مفسّران ، آيه در شأن على عليه السّلام نازل شده است » . در تفسير رازى نيز عينا چنين آمده است :
« از ابوذر ( رضوان اللّه عليه ) روايت شده كه گفت : روزى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نماز ظهر را مىخواندم ، ناگهان سائلى در مسجد چيزى درخواست كرد و هيچكس به وى چيزى نداد . على عليه السّلام كه در حال ركوع بود ، با انگشت كوچك دست راست خود به سائل اشاره كرد و در آن انگشترى بود . سائل آمد و انگشتر را در مقابل چشمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرفت . در اين هنگام ، پيامبر گفت : پروردگارا ! برادرم موسى از تو خواست و گفت : پروردگارا ! سينهام را گشاده گردان . . . و او را در كارم شريك من قرار ده و تو هم به او وحى كردى كه بازويت را با برادرت محكم خواهم كرد و براى شما برهان قرار خواهم داد . پروردگارا ! من محمّد پيامبر و برگزيدهء تو هستم ، پس سينهام را گشاده گردان و كارم را آسان كن و برايم از خاندانم ، على را وزيرم قرار ده و با او پشتم را محكم كن . ابو ذر گفت : به خدا سوگند ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنوز اين سخنان را تمام نكرده بود كه جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمّد ! بخوان :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . . » .
لكن رازى ولايت را در اينجا به معناى يارىكننده تفسير كرده ، نه به معناى
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 6 .