بودند ، حكم مىكردند
وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ .
ضمير «
كانُوا
» به ربّانيون و احبار و ضمير «
عَلَيْهِ
» به يهود برمىگردد و معناى آن اين است كه خداپرستان و دانشمندان به كتاب خدا عمل مىكردند و از آن تجاوز نمىكردند . ترديدى نيست كه هركس سخنى را مقدّس بشمارد و عملا بدان ملتزم شود ، پيش از آنكه در زبان بگويد آن سخن ، حق و عدالت است ، با عمل خود به حقّانيت آن گواهى مىدهد .
فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا .
كسى كه حكم خدا را بداند با آن مخالفت نمىكند ، مگر به يكى از دو سبب : يا بهسبب ترس از دست دادن مقام خود ، و يا بهسبب طمع بهدست آوردن مال . خداوند بهسبب اوّل با اين سخن خود اشاره كرده است :
« فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ »
و بهسبب دوم با اين سخن خود :
« وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا » .
معناى سخن خداوند اين است كه اى دانشمندان يهود ! بر طبق آنچه مىدانيد آن حق است عمل كنيد و از سرزنش هيچ سرزنشكنندهاى نترسيد و نيز حق را به طمع رشوه گرفتن تحريف نكنيد . هرچند در ظاهر ، اين آيه دانشمندان يهود را كه حكم زنا را از سنگسار به تازيانه تغيير دادند ، مخاطب قرار مىدهد ؛ در حقيقت ، هركسى را كه بهسبب ترس از مقام و يا به طمع ثروت ، دست به تحريف و دروغگويى بزند ، دربر مىگيرد .
رساترين سخنى كه آيهء فوق را تفسير مىكند ، سخن على عليه السّلام است كه در توصيف اولياى خدا مىگويد : « قرآن بهوسيلهء آنان استوار است و آنان بهوسيله قرآن . جز خدا به كسى اميد ندارند و جز خدا از كسى نمىترسند » .
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ .
خداوند در آيهء بعد چنين مىفرمايد :
« فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » .
و در آيهء 47 مىگويد :
« فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » .
در تفسير آيهء 47 بيان خواهيم كرد كه چرا خداوند براى يك موصوف ، چند صفت آورده است ؛ نظير كافر ، ظالم و فاسق .