يعنى « احمد » نوشته شده است . در بند ششم و بند هشتم از جزء دوم آن آمده است كه احمد شريعت را از پروردگارش دريافت كرد و اين شريعت مملو از حكمت است و نيز توصيف كعبه در كتاب آثار واويدا موجود است . و همچنين در كتاب زند اوستا ، كه به عنوان كتاب مقدس در ميان مجوسىها مشهور است ، دربارهء پيامبرى خبر داده شده است كه چنين توصيف مىشود : او رحمتى است براى جهانيان ، به خداى يگانه كه نظيرى ندارد ، فرامىخواند و مردى به دشمنى با او برمىخيزد كه ابو لهب نام دارد . « 1 »
اينگونه خبر دادن محال است از غير خالق صادر شود . اين خبر وحىاى است از سوى خدا به پيامبرى از پيامبرانش و در آن ترديدى وجود ندارد ، و گرنه چگونه كسى مىتواند پيشگويى كند و در پيشگويى خود راستگو هم باشد كه پس از هزاران و يا صدها سال ، مردى مىآيد ، به نام احمد و مردم را به سوى خداى يگانه فرامىخواند و مردى به دشمنى با او برمىخيزد كه ابو لهب نام دارد ؟
اين پيشگويى نشاندهندهء دو چيز است : اوّلا : محمّد صلّى اللّه عليه و آله در نبوت و همگانى بودن رسالت خود ، راستگو است . ثانيا ، خداوند در گذشتههاى دور ، پيامبرانى فرستاده است كه ما از آنان و داستانهايشان اطلاعى نداريم و چيزى نشنيديم . وانگهى افرادى كه ما به نام حكما دربارهء آنها مطالبى مىخوانيم و چيزهايى مىشنويم چه مىدانيم كه آيا از جملهء پيامبران بودهاند يا نه درحالىكه تمام تعاليم آنان و يا بيشتر آنها از بين رفته يا تحريف شده است ؟
ديگر آنكه بعثت انبيا در شرق و غرب ، موضوع بسيار مهمى است و نياز به نوشتن كتابى مستقل دارد ؛ لكن ما كه به مناسبت تفسير سخن خداى تعالى
« وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ »
سخن مىگوييم ، بيشتر از آنچه گفتيم براى ما مجال نيست و چه بسا زيادتر از حد مناسبت هم صحبت كرديم . اميدواريم خداوند ، كسى را كه از دانش و
هامش
( 1 ) . كتاب محمّد فى الأسفار العالمية ، به زبان انگليسى چاپ شده است و عقّاد در كتاب العبقريات الاسلامية ، تحت عنوان « پيشگويىها » مطلب فوق را از اين كتاب نقل كرده است و ما نيز از عقّاد نقل كردهايم .