تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
خداوند فرموده است :
« وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ؛
و پيامبرانى كه داستان‌هايشان را براى تو نگفته‌ايم » ، بدون آن‌كه به تعداد اين پيامبران كه آنها را براى پيامبر خود نام نبرده است ، اشاره كند . ولى فضولان بر آن شدند كه حتى بشمارند ، و آنان در اين شمارش يا دچار افراط و يا تفريط شدند ؛ به عنوان مثال : برخى گفته‌اند : تعداد اين پيامبران 313 نفر است . دستهء دومى گفته‌اند : آنان يك ميليون و چهارصد و بيست و چهار هزار نفرند . گروه سومى گفته‌اند : هشت هزار نفرند كه نصف آنها از بنى اسرائيلند . چهارمى گفته است : يكصد و بيست و چهار هزار نفرند . تمامى اين اقوال ، تير به تاريكى انداختن است . درست آن است كه بگوييم : هويت و تعداد اين پيامبران را خدا بهتر مىداند .

آيا تمام پيامبران شرقى هستند ؟

در اين‌جا ، براى هرانسانى اين پرسش مطرح مىشود : آيا تمام پيامبران شرقى هستند و حتى يك نفر از آنان غربى نيست ؟ و اگر همهء آنها شرقى هستند ، آيا در ميان آنان شخصى از چين ، ژاپن ، هند و ديگر كشورهاى خاور دور وجود دارد يا خير ؟ وانگهى بر فرض اين‌كه تمام پيامبران شرقى باشند ، چگونه مىتوان جمع كرد ميان اين موضوع و اصلى كه مىگويد : خدا مردم را به حال خود نمىگذارد و حكمت او اقتضا مىكند كه به سوى تمام آنان ، پيامبرانى را بفرستد
مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
« تا بشارت‌دهندگان و بيم‌دهندگان باشند » و به آنها تذكر دهند و آگاهشان سازند تا بر خدا حجتى نداشته باشند ؟ و آيا اين اصل كلى دربارهء برخى از ملت‌ها و نژادها تخصيص‌بردار است ؟ پاسخ : اين اصل كلى كه خدا مردم را به حال خود نمىگذارد و پيش از حساب و مجازات بايد حجت را بر آنها تمام كند ، اصلى عمومى و فراگير است و به سرزمين مشرق و يا مغرب و به نژاد سفيد ، يا زرد و يا سياه منحصر نمىشود ؛ لكن حجت نيز
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 768 | محمد جواد مغنية