لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ .
مراد از
« الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » ،
عالمانى هستند كه به علم خود عمل مىكنند ، نه اشخاصى كه به آنچه در كتابها نوشته شده تسلط دارند و در بحثهاى خود تحقيق و كاوش مىكنند ؛ ولى بدان عمل نمىكنند . ما اين مطلب را از سخنان امير مؤمنان على عليه السّلام الهام گرفتيم : « علم ، عمل را صدا مىزند ، پس اگر پاسخش را داد چه بهتر ، و گرنه از آن جدا مىشود » .
سؤال : خداوند سبحان « المؤمنون » را بر « الراسخون فى العلم » عطف كرده و خبر داده است كه اين هردو باهم به قرآن ، تورات و انجيل ايمان مىآورند . اين خبر در مورد راسخان در علم يهودى درست است ؛ امّا دربارهء ايمانآورندگان به محمّد صلّى اللّه عليه و آله درست نيست ؛ زيرا معناى آن ، اين مىشود كه مؤمنان ايمان مىآورند و اين نظير سخن گويندهاى است كه مىگويد : كسانىكه ايستادهاند ، ايستادهاند و كسانىكه خوابيدهاند ، خوابند ، درحالىكه قرآن از آوردن چنين سخنانى منزه و پاك است .
بنابراين ، چگونه مىتوان آن را توجيه كرد ؟
پاسخ : اين اشكال در صورتى وارد است كه ما واژهء
« الْمُؤْمِنُونَ »
در آيه را به مؤمنان از صحابهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه اهل كتاب نيستند ، تفسير كنيم ، چنانكه صاحب مجمع البيان چنين كرده است و رازى ، صاحب المنار و بسيارى از مفسران نيز آن را مردود ندانستهاند ؛ اما اگر
« الْمُؤْمِنُونَ »
را به يهوديانى تفسير كنيم كه مقلّد راسخان در علم بودند و به سخنان آنان عمل مىكردند ، اشكال فوق وارد نخواهد بود ؛ زيرا اين تفسير بدان معناست كه راسخان در علم از يهوديان و نيز آن عده از يهوديانى كه به سخنان آنان عمل مىكنند ، به قرآن ، تورات و انجيل ايمان مىآورند . البته ، با اين تفاوت كه راسخان در علم ايمانشان استدلالى و اين گروه ايمانشان تقليدى است . ما همين تفسير را مىپذيريم و آن را بر تفسير اوّل ترجيح مىدهيم .
وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ .
دربارهء نصب
« الْمُقِيمِينَ » ،
سخنان زيادى گفته شده است ،