وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ .
اين جمله عطف است بر
« فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا » .
برخى گفتهاند : يهود نخستين كسانى بودند كه ربا را وضع كردند و آن را حلال دانستند . ما دربارهء آن ، در تفسير آيهء 257 از سورهء بقره ، در جلد اوّل به تفصيل سخن گفتيم .
وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ ؛
يهود اموال مردم را از طريق رشوه و ديگر انواع حرام به باطل مىخوردند . خدا در آيهء 42 از سورهء مائده ، يهود را چنين توصيف كرده است :
« سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ ؛
گوشنهادگان به دروغند ، خورندگان حرام » . چيزهاى پاكيزهاى كه خدا آنها را بر يهود حرام كرد بدين ترتيب در آيهء 146 از سورهء انعام بيان شده است : « بر يهود حرام كرديم هر حيوان صاحب ناخنى را و از گاو و گوسفند ، پيه آن دو را جز آنچه بر پشت آنهاست يا بر چرب رودهء آنهاست يا به استخوانشان چسبيده باشد . به سبب ستمكارىشان اينچنين كيفرشان داديم و ما راستگويانيم » .
اگر ما ميان روش يهود در قديم ، بهويژه در دورانهاى موسى ، عيسى و محمّد و ابزار و روشهاى آنان در عصر كنونى مقايسه كنيم ، هيچ تفاوتى ميان يهودان ديروز و يهودان امروز ، از لحاظ گمراهى ، فساد ، دشمنى با انسانيت و ارزشهاى آن و عدم تسليم جز در برابر « كوه طور » ، كه بالاى سرشان قرار گيرد ، نمىبينيم [ مقصود اين است كه يهود ، جز زبان زور ، چيزى نمىفهمند ] .
اين امر ، نشاندهندهء آن است كه شرارت ، طبيعت يهوديان و فطرتى است كه از آنان جدا نمىشود و آنها از اين فطرت جدا نمىشوند ، هرچند زمانها دگرگون و شرايط متحول گردد ؛ چنانكه گزيدن از طبيعت عقربها و پاشيدن زهر از فطرت مارها جدا نمىشود . هرانسانى استعداد خير و شر را دارد ؛ امّا يهود تنها داراى طبيعت شر مىباشند و اگر گهگاه در ميان آنان فردى پيدا مىشود كه حق را مىشناسد و بدان عمل مىكند ، اين موضوع ، بسيار اندك و نادر است و موجب نقض آن قاعدهء كلى نمىشود ، بلكه آن را استحكام مىبخشد . خداوند اين اقليت را استثنا كرده است :