الْعِلْمِ »
متعلق به
« الرَّاسِخُونَ »
و
« مِنْهُمْ »
متعلق به محذوف و حال است از ضمير
« الرَّاسِخُونَ » .
« الْمُقِيمِينَ »
منصوب به فعل محذوف و به معناى « اعنى » و يا « امدح المقيمين الصلاة » است .
كسى گفته است : اين [ ، يعنى مقيمين ] از خطاى نويسندگان است ؛ امّا اين گفته مردود است ؛ بدين ترتيب كه پيشوايان ، قاريان و علما مىگويند : امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله در غير كتابت قرآن خطا نمىكنند ، چه رسد در قرآن . بله ، اين سؤال مطرح است كه چرا تنها
« الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ »
منصوب به « أمدح » است ، نه ساير كلماتى كه در اين عبارت بر يكديگر عطف شدهاند ؟
پاسخ : ممكن است بدان جهت باشد كه ارزش و عظمت نماز آشكار شود و اينكه نماز ستون دين و ايمان است ؛ اگر قبول شود ، عبادات ديگر نيز قبول مىشود و اگر ردّ شود ، عبادات ديگر نيز ردّ مىشود .
« الصَّلاةَ »
مفعول است براى
« الْمُقِيمِينَ » .
« الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ »
خبر مبتداى محذوف و در تقدير « هم المؤتون الزكاة » است .
تفسير
فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً .
سخن همچنان دربارهء يهود و كارهاى زشت آنان است . خداوند در آيات پيشين ، برخى از اين كارهاى زشت را برشمرد ؛ از قبيل درخواست ديدن آشكار خدا ، پرستش گوساله ، تجاوز از فرمان خدا در روز شنبه ، شكستن پيمان ، كفر ورزيدن به آيات خدا ، كشتن پيامبران ، اين سخن آنها كه دلهاى ما بسته است ، تهمت به مريم ، مباهات به كشتن مسيح عليه السّلام و . . . ، و در اين آيه تخلفات ديگر يهودىها را بيان مىكند ؛ نظير انصراف از راه خدا ، خوردن ربا و رشوه و اينكه خدا به سبب اين كارهاى زشت و شرمآور يهوديان ، برخى از چيزهاى پاكيزه را كه برايشان و ديگران حلال بود ، در دنيا براى آنها حرام كرد .