تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
الظَّنِّ ؛
آنان خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند . گمان ، انسان را از حق بىنياز نمىكند . حق ، عبارت از يقينى است كه انسان در آن ترديد نداشته باشد و آن ، همان چيزى است كه خدا به ما خبر داده است :
وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً . بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ ؛
عيسى را به يقين نكشتند ، بلكه خداوند او را به نزد خود فرابرد . حقيقت همين است كه خدا او را به سوى خود بالا برد ، نه او را كشتند و نه او را به دار آويختند . در اين‌جاست كه پرسش‌هايى در پى مطرح مىشوند : چگونه خداوند عيسى را بالا برد ؟ در چه زمان ؟ پيش از به دار آويخته شدن شخصى كه شبيه عيسى بود و يا پس از آن ؟ آيا بالا بردن عيسى عليه السّلام تنها روحانى بود و يا روحانى و جسمانى ؟ آيا وى به آسمان دوم برده شد ، يا به آسمان سوم و يا به آسمان ديگر ؟ او در آن‌جا چه مىكند ؟ آيا اندكى پيش از فرارسيدن قيامت به زمين فرود مىآيد ؟ و از اين قبيل پرسش‌هايى كه داستان‌سرايان ، به آنها پاسخ‌هايى داده‌اند كه بيشتر به افسانه شباهت دارد . قرآن كريم به هيچ‌يك از موارد فوق نپرداخته است و تنها چيزى كه آيات قرآنى بدان دلالت دارد ، آن است كه عيسى عليه السّلام نه كشته شده و نه به دار آويخته شده بلكه خدا او را به سوى خود بالا برده است و كسى كه كشته و يا به دار آويخته شده فرد ديگرى بوده كه قاتلان وى خيال مىكردند او مسيح است . در قرآن ، چيزى بيش از اين وجود ندارد و ما نيز نمىتوانيم در خصوص اين موضوع ، جز با حديث متواتر از نصوص قرآنى فراتر رويم ، بلكه نمىخواهيم به اين مسئله اهميت بدهيم ؛ زيرا نه مسئول آن هستيم و نه در برابرش وظيفه‌اى داريم . البته ، در گذشته مطالبى را دربارهء عيسى عليه السّلام در تفسير آيهء 58 از سورهء آل عمران ، تحت عنوان « اختلاف دربارهء عيسى » بيان كرديم . براى مزاح و رفع خستگى اين افسانه را از بعضى از تفاسير نقل مىكنيم : خداوند عيسى را به سوى خود بالا برد و او را جامهاى از نور پوشانيد . دو بال از پر ، براى او رويانيد . او را از خوراكى و نوشيدنى منع كرد و او را از فرشتگان گردانيد و در او دو طبيعت قرار داد : ناسوتى و ملكوتى . . . .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 757 | محمد جواد مغنية