تفسير
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ ؛
يعنى يهود را به سبب شكستن پيمانى كه بدان متعهد شده و آن را بر خود لازم كرده بودند ، لعنت كرديم . آن پيمان اين بود كه به آنچه موسى عليه السّلام آورده است ايمان آورند و عمل كنند ؛ امّا پس از اين پيمان ، آن را تغيير دادند و دگرگون ساختند و حلال خدا را حرام و حرام او را حلال كردند .
وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ .
اين آيات عبارت بودند از : حجتها و دلايل نبوت عيسى و محمّد صلّى اللّه عليه و آله .
وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ .
آنان پيامبرانى نظير زكريا و يحيى را كشتند ، علىرغم اينكه دليل بر نبوت آن دو ، برايشان اقامه شده بود .
وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ ؛
يعنى دلهايشان آنچنان پوشيده است كه چيزى از دعوت ( محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) به آنها نمىرسد . يهودىها اين سخنان را به پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله مىگفتند تا او از ايمان آوردن آنها به نبوت و پاسخ به دعوت خود نااميد شود .
بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ .
اين ، يك جملهء معترضه در ميان جملاتى است كه به يكديگر عطف شدهاند و براى ردّ سخن آنها :
« قُلُوبُنا غُلْفٌ »
آمده است .
معناى اين جمله آن است كه دلهاى شما بهطور طبيعى بسته نيست بلكه كفر شما به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و ادامه دادنتان به گمراهى ، آنها را بهسان سنگ و حتى سختتر از آن قرار داده است .
پس از آنكه دلهاى يهودىها به مرحلهاى رسيد كه در آن ، به هيچروى براى پذيرش حق باز نمىشود ، به منزلهء كسانى شدند كه خدا آنان را بدون دل آفريده است .
ازاينرو ، اگر مهر زدن بر دلهاى ؛ آنان به خدا نسبت داده شود ، درست خواهد بود ( به تفسير آيهء 7 از سورهء بقره ، در جلد اوّل نگاه كنيد ) .
فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا .
همانند عبد اللّه بن سلام ، ثعلبة بن سعية ، اسد بن عبيد اللّه و ديگران .
وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى مَرْيَمَ بُهْتاناً عَظِيماً .
خداوند نسبت كفر به يهود را سه بار تكرار كرده است : اوّل ، بدين مناسبت كه يادآورى كرد : يهود آيات خدا را انكار كردند