مصلحت او و ثروتمند داناتر است . بر ما لازم است كه حق را بگوييم ، خواه به نفع آن دو باشد و يا بر ضرر آنها .
خداوند از ميان عواملى كه موجب گمراهى و انحراف مىشود ، تنها خوشخدمتى به ثروتمند و دلسوزى به فقير را بيان كرده است ؛ لكن سبب انحراف تنها به اين دو منحصر نمىشود ؛ چراكه در هرجا كه باشد بايد حق را گفت و عدالت را رعايت كرد حتى با دشمنان دين .
فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا .
« أَنْ تَعْدِلُوا » ،
يعنى لكي تعدلوا . بر اين اساس ، معناى آيه اين است كه شما با ترك هواى نفس و مخالفت با آن ، جزء پيروان عدالت مىشويد .
برخى گفتهاند : تقدير آيه بدينگونه است : « كراهة أن تعدلوا » ؛ يعنى شما به سبب نفرت از عدالت ، از هواى نفس پيروى مىكنيد ، حال آنكه خدا آنان را از اين كار نهى كرده است . معناى اوّلى به صواب نزديكتر است .
عدالت
فقها در معناى عدالت اختلافنظر دارند و دراينباره سخنان مفصلى گفتهاند :
برخى گفتهاند : عدالت ، يعنى اينكه شخص در ظاهر مسلمان باشد و آشكارا عمل خلاف انجام ندهد . ديگرى گفته است : عدالت ملكهاى است ريشهدار در نفس كه شخص را به انجام دادن واجب و ترك حرام وادار مىكند . سومى گفته است : عدالت ، يعنى پردهپوشى و عفت . چهارمى گفته است : عدالت عبارت است از : ترك گناهان كبيره و پافشارى نكردن بر گناهان صغيره .
سخن خداى تعالى :
« فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا »
اشاره بدان دارد كه عدالت عبارت است از : مخالفت با هواى نفس . امير مؤمنان عليه السّلام برادر دينىاش را چنين وصف مىكند :
« هرگاه در برابر دو امر قرار مىگرفت ، نگاه مىكرد كه كداميك از آنها به خواستهء نفس نزديكتر است و با آن مخالفت مىكرد » . و نيز فرمود : « آغاز عدالتش ، دور كردن هوا از خودش بود » .