« أَنْ تَقُومُوا »
« أن » براى تفسير است به معناى « أى » ، همانند « كتبت اليه أن افعل كذا » كه در معنا « أى افعل كذا » مىباشد ؛ يعنى نوشتم براى او كه چنين كن . و نيز جايز است كه « أن » مصدريه باشد و مصدر ريخته شده مجرور به جرّدهندهاى محذوف باشد كه ، متعلق است به
« وَصَّيْنَا »
و تقدير « وصينا بتقوى اللّه » است .
« كَفى »
فعل ماضى و باء زايد است و لفظ جلاله فاعل آن مىباشد .
« وَكِيلًا »
حال و يا تميز به معناى « من وكيل » است .
تفسير
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ .
در جلد اوّل و نيز در اين جلد ، دربارهء تكرار در قرآن بهطور كلى سخن گفتيم . « 1 » اكنون دربارهء تكرار خصوص اين آيه سخن مىگوييم ؛ چراكه از همهء آيات در قرآن بيشتر تكرار شده است . آنگاه به تكرار آن به صورت اخص ، در اينجا صحبت مىكنيم ؛ زيرا در يك آيه عينا دو بار تكرار شده و نيز براى بار سوم بلافاصله در آيهء بعدى تكرار شده است .
سبب تكرار اين آيه بهطور كلى آن است كه موضوع آن ، جهان است ؛ جهانى كه بدان بر اثبات وجود خدا و صفات او نظير علم ، قدرت ، اراده و حكمت استدلال مىشود . بنابراين ، آيهء فوق دليلى است كه تمام انواع دلايل را دربر دارد . بر اين اساس ، ذكر اين آيه ، ذكر دليل بر وجود و عظمت خداست .
امّا سبب سه بار تكرار اين آيه در اينجا ، آن است كه به سه فايده اشاره دارد :
اوّلا ، خدا در آيهء پيشين فرمود :
« يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ ؛
خدا هردو را به كمال فضل خويش بىنياز سازد » . ازاينرو ، مناسب بود كه بر اثبات اين فضل چنين استدلال كند كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست .
ثانيا ، خدا فرمود :
وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ؛
يعنى خدا از كافران بىنياز است ؛ زيرا آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست .
هامش
( 1 ) . به جلد اوّل و نيز به تفسير آيهء 116 و 126 از همين سوره رجوع شود .