ظاهر آيه ، نظريهء گروهى از مفسّران را دربارهء شأن نزول آن تأييد مىكند . خلاصهء اين نظريه چنين است :
هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ احزاب به اشارهء سلمان فارسى حفر خندق [ در اطراف مدينه ] را ريخت ، براى هر ده نفر از اصحاب خود ، چهل ذراع تعيين كرد تا آن را حفر كنند . سلمان مرد نيرومندى بود ازاينرو ، انصار مىخواستند كه وى در حفر خندق همراه آنان باشد و گفتند : سلمان از ماست . امّا مهاجران مىخواستند كه سلمان با آنها باشد و گفتند : سلمان از ماست . ازاينرو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخن معروف خود را فرمود : « سلمان از ما اهل بيت است » .
هنگامى كه سلمان مشغول كندن خندق بود ، به سنگى برخورد كرد كه كلنگ در آن اثر نمىكرد . موضوع را به اطلاع پيامبر رساند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كلنگ را از دست سلمان گرفت و با وارد آوردن سه ضربه ، سنگ را خرد كرد . سهبار از اين سنگ ، برق درخشيد كه پيامبر از درون آن ، كاخهاى سلاطين ايران و روم و يمن را ديد و به اصحابش فرمود : « امّت من بهزودى بر حكومتهاى كسرى و قيصر غلبه خواهد كرد » . هنگامى كه منافقان اين پيشگويى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را استهزا كردند ، خداوند اين آيه را فرستاد : « بگو : بار پروردگارا ! تويى مالك حكومتها . به هركس كه بخواهى حكومت مىدهى و از هركس كه بخواهى حكومت مىستانى . به هركس كه بخواهى عزّت مىدهى و به هركس كه بخواهى ذلّت » .
حال ، ريشخند منافقان سبب نزول آيه باشد و يا نباشد ، ظاهر آيه آن را منع نمىكند و وقايع تاريخى نيز مؤيد آن است .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٧٠