تفسير
ظاهر آيه كاملا با وضعيّت مسلمانان در آغاز دعوت اسلامى منطبق است ؛ چراكه در آن زمان حكومت و قدرت در دست آنها نبود و اسلام دعوتش را غريبانه شروع كرد ؛ چنانكه پيامبر اسلام اين موضوع را بيان فرموده است . حكومت و سلطنت ميان ايران و روم تقسيم شده بود . پس از آنكه نصرت خدا نصيب مسلمانان شد ، قضيه كاملا برعكس گرديد و عزيز ، ذليل شد و ذليل ، عزّت يافت . ايرانيان و روميان محكوم مسلمانان شدند ، با آنكه خود قبلا حاكم بودند و مسلمانان به حكومت دست يافتند ، با آنكه پيش از آن به استضعاف كشيده شده بودند و از اينكه مردم آنها را بكشند و اموالشان را به غارت ببرند ، مىترسيدند . بدينترتيب ، ارادهء خداوند دربارهء مستضعفان تحقّق يافت ؛ ارادهاى كه خدا آن را چنين بيان كرده است : « ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان سازيم » . « 1 »
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ .
مراد از مالكيت خدا بر ملك ، آن است كه او بر همهچيز قدرت دارد ؛ گويى چنين فرموده است : خدا مالك قدرت است . اينكه واژهء « ملك » را به معناى قدرت بهكار برده ، براى آن است كه آشكارترين علامت مملوك ، همان قدرت مالك است كه هرگونه بخواهد در مملوك تصرّف مىكند . [ بديهى است ] هيچكس قدرت بر چيزى ندارد و مالك آن نيست ، مگر اينكه خدا وى را مالك آن چيز گرداند و قدرت تسلّط بر آن را به او بدهد . و اين جايگاه ممكن است در برابر واجب الوجود ؛ چنانكه خداوند مىفرمايد :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ؛
« 2 » آگاه باشيد كه اوراست آفرينش و فرمانروايى . خدا آن پروردگار جهانيان به غايت بزرگ است » .
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 5 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 54 .