تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
است . ( 119 ) به آنها وعده مىدهد و به آرزوشان مىافكند و شيطان آنان را جز به فريب وعده نمىدهد . ( 120 ) آنها مكانشان در جهنم است و در آن‌جا راه گريزى نخواهند يافت . ( 121 ) و كسانى را كه ايمان آورده‌اند و كارهاى نيكو كرده‌اند به بهشت‌هايى در مىآوريم كه در آن نهرها روان است و در آن‌جا جاويدانند . وعدهء برحق خداوند است ، و چه كسى از او راستگوتر است . ( 122 )

واژگان

دعاء : به معناى طلب است ؛ لكن
« يَدْعُونَ »
در اين‌جا به معناى « يعبدون » مىباشد ؛ زيرا كسى كه چيزى را بپرستد ، در هنگام نياز او را مىخواند . معناى « اناث » روشن است و در اين‌جا مراد از آن ، [ بت‌هاى سه‌گانهء ] لات ، عزى و منات است ؛ زيرا نام‌هاى آنها مؤنث است . برخى گفته‌اند : مراد از اناث ، جمادات است ؛ چراكه عرب هرچيزى را كه ضعيف باشد به انوثت وصف مىكند . مريد : به فتح ميم به معناى مبالغهء در تمرد و عصيان است . لعن : طرد و اهانت كردن . نصيب مفروض : حصّه و سهم واجب . امانى : جمع امنية . بتك : قطع . محيص : محل فرار و ميم آن زايد مىباشد ؛ زيرا مصدر حاص يحيص است . گفته مىشود : « وقع فى حيص بيص و فى حاص باص » ؛ يعنى در كارى گرفتار آمده كه رهايى از آن دشوار است . بيضاوى گفته است : محيص اسم مكان است و همين نظريه بهتر است . بنابراين ، ميم آن جزء كلمه مىباشد . قيل و قال : داراى يك معناست و هردو ، مصدر « قال » مىباشند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 691 | محمد جواد مغنية