است . ( 119 )
به آنها وعده مىدهد و به آرزوشان مىافكند و شيطان آنان را جز به فريب وعده نمىدهد . ( 120 )
آنها مكانشان در جهنم است و در آنجا راه گريزى نخواهند يافت . ( 121 )
و كسانى را كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيكو كردهاند به بهشتهايى در مىآوريم كه در آن نهرها روان است و در آنجا جاويدانند . وعدهء برحق خداوند است ، و چه كسى از او راستگوتر است . ( 122 )
واژگان
دعاء : به معناى طلب است ؛ لكن
« يَدْعُونَ »
در اينجا به معناى « يعبدون » مىباشد ؛ زيرا كسى كه چيزى را بپرستد ، در هنگام نياز او را مىخواند .
معناى « اناث » روشن است و در اينجا مراد از آن ، [ بتهاى سهگانهء ] لات ، عزى و منات است ؛ زيرا نامهاى آنها مؤنث است . برخى گفتهاند : مراد از اناث ، جمادات است ؛ چراكه عرب هرچيزى را كه ضعيف باشد به انوثت وصف مىكند .
مريد : به فتح ميم به معناى مبالغهء در تمرد و عصيان است .
لعن : طرد و اهانت كردن .
نصيب مفروض : حصّه و سهم واجب .
امانى : جمع امنية .
بتك : قطع .
محيص : محل فرار و ميم آن زايد مىباشد ؛ زيرا مصدر حاص يحيص است . گفته مىشود : « وقع فى حيص بيص و فى حاص باص » ؛ يعنى در كارى گرفتار آمده كه رهايى از آن دشوار است . بيضاوى گفته است : محيص اسم مكان است و همين نظريه بهتر است . بنابراين ، ميم آن جزء كلمه مىباشد .
قيل و قال : داراى يك معناست و هردو ، مصدر « قال » مىباشند .