اين كلام اگر دلالت بر چيزى داشته باشد ، تنها بدين موضوع دلالت دارد كه در قرآن دليلى بر حجيت اجماع وجود ندارد ؛ زيرا مراد از
« غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ »
راه مشركان و منافقانى است كه پس از آشكار شدن هدايت با خدا و پيامبرش به دشمنى برخاستند و اين قضيه ربطى به اجماع ندارد . به علاوه شيخ محمّد عبده گفته است :
« اجماعى كه مورد نظر آنان است ، اجماع و اتفاقنظر مجتهدان امت اسلامى پس از وفات پيامبر است ، درحالىكه آيه در عصر خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شده ، نه پس از آن » .
خود را قربانى حلوا مىكند
صاحب تفسير المنار براى كسى كه هواى نفس را بر هدايت ترجيح مىدهد مثالى آورده است كه ما آن را به منظور بهرهگيرى و رفع خستگى خواننده نقل مىكنيم . وى گفته است : « كسى كه از هواى نفس پيروى مىكند ، به جهت ضعف نفسى كه دارد ، هواى دست يافتن به سود نقد بر او غلبه مىكند ؛ چنانكه نقل شده است : حجّاج سفرهاى براى عموم مردم پهن كرد . مردم بر سر اين سفره غذا گرد آمدند و به خوردن مشغول شدند . حجّاج به آنان نگاه مىكرد و در اين ميان نگاهش به يك عرب بيابانى افتاد كه با ولع تمام مىخورد . هنگامى كه حلوا را بر سفره آوردند ، اين مرد اعرابى ، غذا را رها كرد و به سوى حلوا حمله برد . حجّاج به جلاد خود دستور داد كه اعلام كند : هر كس اين حلوا را بخورد گردنش زده خواهد شد . مرد اعرابى نگاهى به جلاد كرد و نگاهى به حلوا تا از تلخى مرگ و لذت حلوا يكى را برگزيند . ناگهان چشمش به حجّاج افتاد و گفت : به تو وصيت مىكنم كه پس از من با فرزندانم رفتار نيكو داشته باشى . اين سخن را گفت و به سوى حلوا هجوم برد و بهسان كسى كه با زندگانى وداع مىكند از آن خورد . حجّاج هم كه اين حالت را ديد ، او را به حال خودش رها كرد » .