تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
مجازات مىكند ، توبه‌كننده را مىآمرزد و كسى را كه به او پناه ببرد مورد ترحم قرار مىدهد . در حديث است : « خدا خسته نمىشود مگر شما خسته شويد . وقتى شما رها كرديد او هم رها مىكند » ؛ يعنى وقتى شما توبه را رها كرديد او هم آمرزش را رها مىكند . بنابراين ، كسانىكه از اين گناهكار حمايت مىكردند ، اگر واقعا مؤمن و اندرزدهنده بودند ، وى را براى گناهى كه مرتكب شده بود سرزنش مىكردند و به توبه اندرز مىدادند . در اين آيات ، چهار كلمه به چشم مىخورد كه بايد به تفاوت موجود ميان آنها اشاره كنيم تا تفاوت ميان آياتى كه ظاهرا تكرار شده‌اند آشكار شود : كلمهء اوّل « اثم » است كه در آيات 107 ، 111 و 112 و كلمه‌هاى دوم و سوم « السوء و ظلم النفس » هستند كه در آيهء 111 ذكر شده‌اند . كلمهء چهارم « خطيئة » است كه در آيهء 112 ذكر شده است . تمامى اين كلمات يك معناى مشترك دارند كه عبارت است از : معصيت . امّا اختلاف آنها از اين قرار است : « سوء » چيزى است كه با انجام دادن آن به ديگرى بدى مىشود . « ظلم النفس » ضرر زدن به خود ، از طريق ترك واجبات و ارتكاب محرمات است . « خطيئة » خطايى است كه شخص بدون داشتن عذر آن را مرتكب شود ؛ همانند جاهل مقصر كه در اداى تكليف به سبب جهل خودش دچار خطا مىشود ، با اين‌كه مىتوانست آن را بياموزد ، حكم جاهل مقصر همانند متعمّد است ؛ زيرا وى در جستجو و يادگيرى كوتاهى كرده است :
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛
« 1 » اگر نمىدانيد از آگاهان بپرسيد » . « اثم » ارتكاب گناه است با علم به آن و تصميم به انجام آن . اثم عام است و سوء و ظلم نفس را نيز دربر مىگيرد . بنابراين ، معناى
« وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً »
اين است كه اگر كسى با دشنام دادن ، يا كتك زدن و يا عواملى ديگر به ديگرى ستم كند و يا تنها به خود ستم كند ؛ چنان‌كه قسم دروغ بخورد آن‌گاه توبه كند ، خدا توبهء او را
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 43 .