تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
نيز كاملا بر اين حادثه منطبق مىشود . اكنون شرح آيات :
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ .
به نظر ما ، به خدا پناه مىبرم ، اين خطاب به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به نوعى سرزنش اشاره دارد . گويى خداوند به او مىگويد : من تو را براى خود و رسالت خود برگزيدم ، نه براى خلق و قرآن را بر تو فروفرستادم تا در ميان مردم آنچه را مىدانى حكم خداست قضاوت كنى . اكنون نزديك بود كه فريبكاران تو را فريب دهند ؛ لكن خدا تو را از آنچه آنان طراحى كرده بودند ؛ يعنى مىخواستند تو را وادارند كه گناهكار را تبرئه كنى ، نگه داشت و از توطئه آنان آگاهت ساخت . اين آيه بر اين مطلب دلالت دارد كه عصمت همانند كوتاهى و بلندى ، امرى قهرى نيست بلكه صفتى است كه صاحب خود را با اين‌كه وى مىتواند حرام را مرتكب شود از ارتكاب آن بازمىدارد و با اين‌كه وى مىتواند واجب را ترك كند ، او را به انجام آن وامىدارد . اين آيه همچنين رد بر كسانى است كه مىگويند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در برخى از مسائل به اجتهاد خود حكم مىكرد ؛ زيرا آيه آشكارا دلالت دارد كه او جز از طريق وحى الهى حكم نمىكند . به علاوه ، مجتهد گاهى درست مىگويد و گاهى دچار اشتباه مىشود ؛ اما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اختلاف مجتهدان را بر طرف و خطاى كسى را كه خطا كرده و نيز درستى كسى را كه درست مىگفت بيان مىكرد .
وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حمايت نكرد و محال است كه او از خائنان حمايت كند . اما نهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حمايت آنان ، مستلزم آن نيست كه اين عمل از او واقع شده باشد ؛ زيرا نهى از حرام پيش از ارتكاب حرام صادر مىشود چه ، اگر بعد از ارتكاب باشد ، نقض غرض لازم مىآيد . سؤال : اگر فعل حرام براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سبب اين‌كه معصوم مىباشد محال است پس نهى از اين فعل حرام چه معنايى مىتواند داشته باشد ؟ پاسخ : خداوند بايد در تمام حالات امرش را متوجه پيامبرش سازد ؛ زيرا اين امر ،