تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
3 . يهوديانى كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله آنان را به كتاب و تورات خودشان خواند و به آنان فرمود : « همان توراتى را كه به آن معتقد هستيد بياوريد كه اوصاف من در اين كتاب موجود است » ، لكن آنها از اين تن زدند و با او به دشمنى برخاستند . ازاين‌رو ، اين آيه نازل شد :
« يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ؛ .
. . [ يهوديان ] به سوى كتاب الهى دعوت شدند تا در ميان آنها داورى كند ، آن‌گاه گروهى از ايشان بازگشتند و اعراض كردند » . برخى از مفسّران گفته‌اند : اين آيه دربارهء مردى يهودى نازل شد كه با زنى يهودى زنا كرده بود . يهوديان در مورد حكم اين عمل به دو گروه تقسيم شدند : گروهى گفتند بايد آنها سنگسار شوند و گروهى ديگر خواستار تخفيف اين مجازات شدند . هنگامى كه نزاع در ميان آنها بالا گرفت ، نزد پيامبر آمدند تا در اين‌باره داورى كند . پيامبر حكم سنگسار شدن آن زن و مرد را صادر كرد . گروهى كه اين حكم با خواسته‌هايشان سازگار نبود ، مخالفت كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را به تورات دعوت كرد كه به حكم « سنگسار » تصريح كرده است ، لكن آن گروه سر باززدند و اعراض كردند . به‌هرحال ، سبب نزول هرچه باشد ، آيهء شريفه تمامى كسانى را كه شعارى را اعلام مىكنند آن‌گاه آن را ناديده مىگيرند و بدان عمل نمىكنند ، دربر مىگيرد ، چراكه ميزان ، عملكردهاست نه شعارها . امام على عليه السّلام فرمود : « هرگز كسى به نيكى دست نمىيابد جز عمل‌كنندهء به آن و كسى به بدى مجازات نمىشود جز به‌جاآورندهء آن » .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ .
خداوند در كتاب عزيز خود انواع رذيلت‌ها و زشتىها را براى يهود ثبت كرده است ، از جمله : كشتن انبيا - كه در آيات متعدّدى آن را يادآور شده است - پرستش گوساله ، اين سخن آنان‌كه جز يهودى كسى وارد بهشت نمىشود ، و نيز اين كه آنها فرزندان و دوستان خدايند ، و همچنين اين پندار آنها كه آتش جز چند روزى ما را عذاب نخواهد كرد .