تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
آمده است ؛ چنان‌كه مىگويى : « جبال شامخة و شامخات » . « كيف » خبر مبتداى محذوف است و در تقدير ، « كيف حالهم » است ؛ زيرا « كيف » براى پرسش از حالات وضع شده است نه ذات .

تفسير

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ .
مفسّران گفته‌اند : مقصود از
« الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ »
يهود است . اين‌كه چرا خداوند گفت :
« أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ »
و نگفت : « اوتوا الكتاب » يا گفت :
« أَهْلِ الْكِتابِ »
- چنان‌كه در بسيارى از آيات چنين گفته است - براى آن است كه يهوديانى كه با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله به محاجّه برخاسته بودند و پيامبر آنان را به تورات دعوت مىكرد تا ميان آنان داور باشد ، تمام آنچه را در تورات آمده بود ، از بر نداشتند ، بلكه مقدارى از آن را حفظ داشتند ؛ چنان‌كه بسيارى از مفسّران مىگويند ، يا اين‌كه الفاظ تورات را حفظ داشتند و دربارهء معانى آن نمىانديشيدند ؛ چنان‌كه شيخ محمّد عبده همين نظريه را برگزيده است . تعداد زيادى از مردم ادعا مىكنند به كتاب‌هاى آسمانى و ارزش‌هاى انسانى ايمان دارند امّا بدان‌ها عمل نمىكنند و زمانى كه از همين كتاب‌ها و معتقدات آنها عليه ايشان دليل آورده شود ، سست مىشوند يا آن را تأويل مىكنند . نمونه‌هاى بسيار زيادى از اين‌گونه انسان‌ها در دنيا هست ؛ از جمله : 1 . افرادى كه آتش جنگ‌ها را برمىافروزند و ميليون‌ها انسان را مىكشند و در عين حال ، گمان مىكنند كه هوادار صلحند . 2 . دولت‌هايى كه آزادىخواهان و رنگين‌پوستان را مىآزارند و به آنان ستم مىكنند و در عين حال مدعى طرفدارى از حقّ و عدالتند ؛ [ نظير دولت‌هاى آمريكا ، انگليس و . . . ] .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 63 | محمد جواد مغنية