ندارد » .
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ؛
« 1 » با آنها بجنگيد تا ديگر فتنهاى نباشد » . در اين صورت ، اسلام در جايى جنگ را تجويز كرده است كه همهء اديان ، اعم از قديم و جديد آن را تجويز مىكنند و تمامى خردها آن را واجب مىدانند . باوجوداين همه دليل ، دشمنان اسلام مىگويند : اسلام دين شمشير و جنگ است ، عينا مانند آن كسى كه گفت : « اگرچه پريد ، ماده بز است ! » .
به تفسير آيهء پيشين ( آيهء 90 ) :
« وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا »
نگاه كنيد و آن را با آيهء 91 :
وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِيناً
كه در حال تفسير آن هستيم ، مقايسه نماييد ؛ به اين نتيجه خواهيد رسيد كه هركدام از آنها مؤيد ديگرى است و اين مفهوم را ثابت مىكند كه اسلام جنگ را جز براى دفاع از جان و جلوگيرى از فساد تجويز نمىكند و جنگ ، چه از لحاظ وجود و عدم و چه از لحاظ كم و كيف با اين دو عامل ( دفاع از جان و جلوگيرى از فساد ) مشخص مىشود .
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 193 .