تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
مىشود . در برخى تفاسير آمده است : سلطان در كتاب خدا عبارت از حجت و دليل است .

اعراب

« كُلَّما »
منصوب است بنابر ظرفيت ؛ زيرا اضافه شده به « ما » مصدريه و عامل آن
« أُرْكِسُوا »
مىباشد . « كاف » در
« أُولئِكُمْ »
براى خطاب است و غالبا بر حالت مخاطب نظير مذكر و مؤنث و مفرد و جمع بودن دلالت دارد ، اما حالت مشار اليه از لفظ اسم اشاره به دست مىآيد ، نه از كاف ؛ به بيانى ديگر مثلا « ذاكم » دو كلمه است : اوّل ، « ذا » كه دلالت دارد مشار اليه مفرد مذكر است و دوم ، « كم » كه دلالت دارد مخاطب جمع مذكر است . و اگر مخاطب جمع مؤنث باشد ، مىگويى : « ذاكنّ » و اگر مثنى باشد مىگويى : « ذاكما » . ساير اسماى اشاره و مخاطبين آنها نيز از همين قبيل است .

كشت و كشتار در اسلام نيست

آيات پيشين تصويرهايى مختلف از كسانى ارائه داد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شاهد انواع نيرنگ ، پليدى و سرپيچى آنان از خدا و رسولش بود . اين آيه تصويرى ديگر از گروهى را به نمايش مىگذارد كه در هرزمان و مكانى اكثر مردم را تشكيل مىدهند و آنها عبارتند از : افرادى بىاراده و سست‌عنصر ، كه جز دگرگونى و عدم ثبات ، واقعيت ديگرى ندارند . گاه به ارزش‌هايى ايمان مىآورند و گاه به آنها كافر مىشوند . البته ، ما منكر آن نيستيم كه انسان تحت تأثير شرايط محيط خود قرار مىگيرد و بسيارى اوقات برطبق آن تغيير پيدا مىكند ، بلكه در تفسير آيهء 143 از سورهء بقره تحت عنوان « تغيير اخلاق و افكار » اين موضوع را ثابت كرديم ؛ لكن در عين حال ، معتقديم كه برخى از افراد ذاتا مذبذب و بىاراده‌اند كه حتى در شرايط واحد از يك حالت به حالت ديگر منتقل مىشوند .