بنابراين ، نه ولىّ دم مىتواند قاتل را به پرداخت ديه مجبور كند ، نه قاتل مىتواند ولىّ دم را به قبول آن مجبور سازد . ديهء شرعى ، هزار دينار ، يعنى معادل سه كيلو و پانصد و بيست و نه گرم طلاست .
2 . قتل شبه عمد . و آن اينكه قاتل در فعل خود تعمّد داشته باشد و در قصدش خطا كرده باشد ؛ نظير كسى كه كودك را به قصد ادب كردن بزند و او بميرد . اين نوع قتل موجب ديه مىشود ، نه قصاص . ديهء اين قتل نيز همانند قتل عمدى هزار دينار است . ما دربارهء قتل عمد و شبه عمد در تفسير آيات 178 - 179 از سورهء بقره در جلد اوّل سخن گفتيم .
3 . قتل خطاى محض . و آن عبارت است از اينكه قاتل هم در فعل و هم در قصدش خطا كرده باشد ؛ مثل اينكه شخصى تيرى به سوى حيوانى پرتاب كند و اين تير به انسانى اصابت كند ؛ چراكه قاتل نه قصد كشتن اين انسان را داشته و نه قصد تيراندازى به سوى او را . و همين نوع قتل ، مقصود و سخن خداى تعالى است :
« وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا » .
هم كتاب و هم سنت دلالت دارد كه اگر كسى عمدا مؤمنى را بكشد بايد به عنوان كفاره ، بندهاى را آزاد كند ، دو ماه متوالى روزه بگيرد و شصت مسكين را طعام بدهد . بنابراين ، قاتل ميان اين سه نوع كفاره جمع مىكند و اين را اصطلاحا كفارهء جمع مىنامند .
اگر قتل خطايى و يا شبه عمد باشد ، بايد قاتل يك نفر بنده آزاد كند و اگر توان آن را نداشت دو ماه متوالى روزه بگيرد و اگر نتوانست ، شصت مسكين را طعام بدهد .
ديهء قتل خطايى را « عاقله » مىپردازد . عاقله عبارتند از : خويشاوندان پدرى قاتل كه بالغ ، عاقل و ثروتمند باشند ؛ همانند برادران ، عموها و فرزندان ذكور آنها ، نه فرزندان اناث . مقدار ديه ، هزار دينار است . ديه حق اولياى مقتول مىباشد ؛ اگر بخواهند آن را از قاتل مىستانند و اگر بخواهند آن را از ذمهء او ساقط مىكنند . و به اين موضوع ، اين جمله از سخن بارى تعالى اشاره دارد :
« إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا » .