سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها .
مراد از ردّ ، دعوت و مراد از فتنه ، كفر و مراد از ارتكاس بازگشت و تحول است . معناى آيه اين است : هرزمان كه اين گروه به كفر و ارتداد فراخوانده شوند ، به سوى آن بازمىگردند و آنها بدتر از هر كافرىاند كه بر كفر خود استوار مىماند .
بهترين سخنى كه وضعيت اين گروه را به تصوير مىكشد ، مطالبى است كه برخى از مفسران آن را نقل كردهاند : اين گروه وقتى به سوى قوم خود بازمىگشتند ، به يكى از آنها گفته مىشد : بگو : خنفساء « 1 » پروردگار من است . ميمون پروردگار من است . او هم آن را مىگفت . به امثال اين گروه ، « امعون » گفته مىشود كه مفرد آن « امع » است و اين واژه در مورد كسانى به كار مىرود كه همواره مىگويد : « إنى معكم ؛ من با شما هستم » .
واژههاى « إنّى » و « معكم » پس از « نحته » به صورت « امعون » درآمدهاند .
هرچند كه اين گروه به درجهاى از انحطاط ، بىشخصيتى و تردد ميان كفر و ايمان سقوط كردهاند ، اسلام آنها را به حال خود رها مىكند و مادام كه دست به تجاوز و كشتار نزنند ، متعرض آنها نمىشود ؛ امّا اگر دست به تجاوز و كشتار بزنند و بدان پافشارى كنند ، اسلام نيز به طرد و كشتن آنها دستور مىدهد و اين ، همان چيزى است كه خدا از سخن خود اراده كرده است :
فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ .
اين يكى از دهها دليلى است كه قرآن كريم و سنت پيامبر براى اثبات اين موضوع ارائه مىدهد كه خط اساسى در اسلام عدم كشت و كشتار است ، مگر اينكه به منظور جلوگيرى از كسى انجام شود كه مىخواهد بجنگد و در زمين فساد كند :
« وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ؛
« 2 » با كسانىكه با شما جنگ مىكنند در راه خدا بجنگيد و تعدى مكنيد ؛ زيرا خداوند تعدىكنندگان را دوست
هامش
( 1 ) . حشرهاى است كوچك ، سياه و بدبو . « م » .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 190 .