پاسخ : مراد در اين آيه ، يهود و نصارايى هستند كه در دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند ، امّا اسلام را قبول نداشتند . آيهء شريفه بدين موضوع اشاره كرده است كه انكار و دشمنى آنان با اسلام ، شگفتى ندارد ؛ زيرا پيشينيان يهود ، پيامبرانى همچون زكريا و يحيى را كشتند ؛ چنانكه مسيحيان پيشين نيز كسانى را كه اعتقاد خود را به وحدانيّت و نيز بشر بودن عيسى عليه السّلام اظهار مىكردند ، كشتند ؛ آن هم تنها به اين دليل كه آنان از روى عدل فرمان مىدادند و بدان عمل مىكردند . بنابراين ، آيه نوعى سركوب و سرزنش و نيز نوعى تهديد و اخطار است .
پرسش دوم : قتل مزبور را نصرانيانى كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىزيستند ، انجام نداده بودند ، پس چگونه مىتوان اين قتل را به آنان نسبت داد ؟
پاسخ : بارها گفتيم كه بهطور كلّى يك امّت بهسان يك شخص است و آيندگان جانشين گذشتگان مىشوند و هركس كه به عمل گروهى راضى باشد ، در اين عمل با آن گروه شريك است و چه بسيار كه كار پدر به پسر نسبت داده مىشود .
سؤال سوم : بديهى است كه قتل انبيا به ناحق است ؛ پس آوردن اين قيد ( به غير حقّ ) چه سودى دارد ؟
پاسخ : رسوايى و سهمناكى قتل انبيا به سبب مقام و الا و عظمت آنان نبوده است ، بلكه اين جنايت هيچگونه توجيهى ندارد ؛ به ديگر سخن ، مسئله ، مسئلهء افراد و يا گروهها نيست ، بلكه مسئلهء حق و ناحق بودن آن عمل است .
أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ .
تباه شدن اعمال آنان در دنيا بدان سبب است كه هركسى به آنها لعن مىفرستد ، زيرا آنان آثار بدى از خود برجاى گذاردهاند ، و تباه شدن اعمالشان در آخرت نيز از آنروست كه آنان مجازات مىشوند .
امر به معروف با بيم از ضرر
فقها براى امر به معروف و نهى از منكر شرايطى بيان كردهاند . ازجملهء اين شرايط