تعليق ، در اينجا تعميم است ؛ نظير سخن خداى تعالى :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ » .
« 1 »
« شَهِيداً »
تميز است .
تفسير
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ .
نظير اين آيه ، پيشتر در تفسير آيهء 145 سورهء آل عمران با عنوان « اجل قطعى » بيان شد .
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ .
هرچيزى كه انسان ، آن را « خوب » مىبيند بدان « حسنه » گفته مىشود و مترادف آن ، لفظ « خير » است كه مورد تمايل و آرزوى انسان مىباشد و هرچيزى را كه انسان « بد » بداند ، آن را « سيّئه » مىگويند و مترادف آن لفظ « شر » است كه انسان از آن دورى مىكند و نفرت دارد . خير گاهى همگانى است ؛ مانند فراوانى و آسايشى كه اختصاص به فرد و يا گروه خاصّى نداشته باشد و گاهى خصوصى است ؛ همانند سعادت و خوشبختى مرد از ناحيه خانه و خانواده خود . همچنين شر نيز گاهى خصوصى است ؛ نظير رنج و تيرهبختى مرد از ناحيهء همسر و اولادش و گاهى همگانى است ؛ همانند قحطى و گرانى . مراد از « حسنه » در اين آيه ، خير طبيعى است كه شامل همگان مىشود ؛ نظير باران و نعمتهاى طبيعى ديگر . و مراد از « سيّئه » نيز شرّ همگانى است كه همه را دربر مىگيرد ؛ نظير قحطى و گرانى .
هرگاه به منافقان و مشركان نعمتى مىرسيد ؛ نظير باران ، مىگفتند : خدا با آن به ما كرامت بخشيده است . و اگر بلايى به آنها مىرسيد ، نظير قحطى ، مىگفتند : اين به سبب محمّد صلّى اللّه عليه و آله است . اين منافقان ، كاملا همانند بنى اسرائيل هستند كه خداوند از وضعيت آنها خبر داده است : « چون نيكىاى نصيبشان مىشد ، مىگفتند : حقّ ماست و چون بدى بدانها مىرسيد ، موسى و همراهانش را بدشگون مىدانستند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . سبأ ( 34 ) آيهء 28 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 131 .