خداوند ، گرفتارى اين مسلمانان مستضعف را وسيلهاى براى تشويق مسلمانان به جهاد قرار داد تا برادران دينى خود را از آن گرفتارى رها كنند .
گروهى از « مستضعفين » تا عام الفتح ( سال فتح مكه ) در مكّه باقى ماندند تا اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيروزمندانه وارد مسجد الحرام شد و سران شرك ، خود را به وى تسليم كردند و بتها شكسته شد و كلمهء اسلام برترى يافت و خداوند به مستضعفان مكّه منّت نهاد و آنان ، عزيزان مكّه شدند .
الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ .
خداوند در آيهء 71 به مؤمنان دستور داد كه به صورت سريه ( گشت ) و يا دستهجمعى به جنگ بروند . در آيهء 74 آنان را به پيكار در راه خدا فرمان داد و در آيهء 75 مؤمنان را به رهانيدن مستضعفان از چنگال مشركان تشويق كرده است .
در اين آيه ، جنگجويان را به دو گروه تقسيم كرده است : مؤمنان كه براى حقّ و عدالت مىجنگند و كافران كه به منظور حكومت و غارت مىجنگند ؛ و اينان اولياى شيطان هستند . خدا مؤمنان را به جهاد و اعلان جنگ و عدم متاركهء جنگ در هيچحالى با كافران ، دستور داده است ؛ زيرا پيكار با آنان ، خير و صلاح انسانيّت و سازش با آنان ، شرّ و تباهى آن است .
خلاصهء سخن اينكه ، آياتى كه بدانها اشاره كردهايم و نيز ديگر آياتى كه درباره جنگ وارد شده است ، همگى يك هدف را دنبال مىكند و آن اينكه در جهاد با طرفداران باطل و استثمارگران بايد پايدارى و سرسختى نشان داد و آيات جهاد تنها در روش و عبارت با يكديگر تفاوت دارند . « عباراتنا شتّى و حسنك واحد » . « 1 »
فَقاتِلُوا أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً .
ممكن است بپرسيد : معناى آيه اين است كه طرفداران حقّ ، هميشه بر طرفداران باطل پيروزند ، درحالىكه غالبا
هامش
( 1 ) . ضربالمثلى است حاكى از اينكه تعبيرات و توصيفات انسان دربارهء چيزى فراوان است ، در صورتى كه بازگشت همهء آنها به يك وصف است . « م » .