اين ، هرفردى را در انتخاب عقيده آزاد مىگذارد » .
من آرزو داشتم سخن اين مفسّر را كه مىگويد : « اسلام براى بدست آوردن موادّ خام كارخانههاى صنعتى نمىجنگد » در حالى مىخواندم كه وى اين جمله را نيز به آن مىافزود : و نيز اسلام كارگاهها و كارخانهها را با خون آزادگان ، زنان و كودكان آلوده نمىسازد .
وَ مَنْ يُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً .
هركس كه حق را براى حق و به منظور امتثال فرمان خداى يكتا يارى كند ، شايستهء پاداش و ستايش خواهد بود ؛ خواه پيروز شود و غنيمت بگيرد و خواه شكست بخورد . تمامى مورخان ، علىرغم اختلاف گرايشهاى آنان ، اتفاقنظر دارند كه رمز گسترش اسلام ، عقيدهء راسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب وى به اين نكته بود كه درهرحال ، چه بكشند و چه كشته شوند ، پيروز خواهند شد . اگر كشته شوند ، در بهشت خواهند بود و اگر بكشند ، كلمهء حقّ اعتلا يافته است و آنها به هدف خود رسيدهاند . به علاوه ، آنان عقيده داشتند كه اگر اجل انسان فرارسد ، يك ساعت پيش و پس نشود . هرگاه انسان در اعتقادات خويش به چنين حدّى برسد ، ديگر هيچچيزى مانع و سدّ راه او نمىشود .
وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همراه چند تن از مسلمانان از مكّه به مدينه هجرت كرد و در مكّه از مسلمانان ، كسانى باقى ماندند كه قادر به هجرت نبودند . در ميان اين افراد مردان ، زنان و كودكانى وجود داشتند كه در نتيجهء [ پاىبندى به ] دين خود از سوى مشركان اذيّت و آزار مىشدند . اينان توان دفاع از خود را نداشتند و ياورى نيز نمىيافتند . ازاينرو ، خداوند آنان را به « مستضعفين » توصيف كرده است . و چون رشتههاى اميد از همهجا گسسته شد ، به خدا پناه بردند ، و گفتند :
رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً ؛
اى پروردگار ما ! ما را از اين قريه ستمكاران ( مكّه ) بيرون آر و از جانب خود ، يار و مددكارى قرار ده .