آيهء 102 سورهء بقره آمده است :
لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ؛
خود را به بد چيزى فروختند .
اعراب
« وَ مَنْ يُقاتِلْ » ،
« مَنْ »
اسم شرط و مبتدا و محلّا مرفوع و خبر آن ، جواب شرط ، يعنى
« فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ »
است .
« فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ »
عطف بر
« فَلْيُقاتِلْ »
است .
« وَ ما لَكُمْ »
مبتدا و خبر است . جملهء
« لا تُقاتِلُونَ »
حال و به معناى « ما لكم تاركين القتال » است .
« وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ »
عطف بر
« سَبِيلِ اللَّهِ »
به حذف مضاف و تقدير « فى خلاص المستضعفين من الكفار » است .
« الَّذِينَ »
عطف بيان براى
« الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ »
مىباشد .
« الظَّالِمِ »
صفت براى « قرية » و
« أَهْلُها »
فاعل « ظالم » است . در اينجا صفت ( ظالم ) مذكّر و موصوف ( قرية ) مؤنّث است و اشكالى ندارد ؛ زيرا در صورتى كه صفت فاعل باشد و همانند فعل عمل كند در تذكير و تأنيث آن ، حالت اسمى كه معمول آن مىباشد لحاظ مىشود و در اينجا
« أَهْلُها »
مذكّر است ، نه مؤنث .
تفسير
فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ .
« يشرون » ؛ يعنى مىفروشند . بهترين تفسيرى كه براى اين آيه شده است ، تفسير زير است : « اسلام نه براى زمين مىجنگد و نه براى سلطه يافتن بر مردم . او نمىجنگد كه مواد خام كارخانههاى صنعتى ، بازار مصرف توليدات و يا سرمايههايى را از كشورهاى مستعمره و يا شبه مستعمرهء خود به دست آورد . او براى عظمت شخص ، يا خانواده ، يا طبقه ، يا دولت ، يا ملّت و يا نژاد خاصّى نمىجنگد ، بلكه تنها در راه خدا ، به منظور اعتلاى كلمهء اللّه در زمين و پياده كردن روش خدايى در زندگى و بهرهمند شدن بشريت از اين روش و نيز اجراى عدالت الهى در ميان مردم مىجنگد . البتّه با وجود